<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>خوش آمدید</title>
<description>خوش آمدید</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/</link>
<language>en-us</language>
<generator>AftaBlog.com Blog System</generator>

<item>
<title>مهندسی سیاسی افکار عمومی (سخنرنی دکتر حسن عباسی در جمع وبلاگ نویسان حامی احمدی نژاد)- دانلود</title>
<description>دکتر حسن عباسی صدها و شاید هزاران عنوان سخنرانی داشته باشند اما بعضی از آنها بسیار شاخص هستند و اگر بخواهیم 20 سخنرانی شاخص دکتر را معرفی کنیم همن مهندسی سیاسی افکار عمومی که در اوایل خرداد ماه امسال در جمع وبلاگ نویسان حامی احمدی نژاد برگزار شد یکی از آنهاست . بی دلیل نیست که دکتر را ممنوع التصویر کرده اند چون فرض کنید اگر این سخنرانی در تلویزیون پخش می شد که در واقع پاسخی اصولی و علمی به شبهات پیرامون احمدی نژاد بود بی تردید حداقل 5 میلیون رای برای دکتر احمدی نژاد می آورد و رای 30 میلیونی به مذاق خیلی ها خوش نمی آیدفایل صوتی این سخنرانی در 4 قسمت است که برای گوش کردن کافی است بر روی آیکون پلی کلیک کنید - ساعت 3:30 شبه دارم اینا رو  برا شما عزیزان آپلود می کنم  پس بعد گوش کردن ما رو هم دعا کنید و برا اطلاع رسانی و بالا بردن فرهنگ و اطلاعات سیاسی در پخش و توزیع سخنرانی های دکتر کوشا باشیدقسمت اول:&amp;nbsp;http://www.4visit.com/uploads/audio/ykjsMU3eJ0tVm4NNrWGN.mp3&amp;nbsp;قسمت دوم :&amp;nbsp;http://www.4visit.com/uploads/audio/vhVzOWX2woFFnKCTqmF4.mp3قسمت سوم :&amp;nbsp;http://www.4visit.com/uploads/audio/3jyIDmssxH5JBNMQeXRm.mp3قسمت چهارم :http://www.4visit.com/uploads/audio/D2LGxjDlDe2TUkmqSKds.mp3</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/346528/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/346528/</guid>
</item>

<item>
<title>حكومت نرم و دكترين اقدام نامتقارن در جهاد نرم</title>
<description>هوالحكيمحكومت نرم و دكترين اقدام نامتقارن در جهاد نرمديدار دانشجويان با رهبر انقلاب اسلامي: افسران جوان جنگ نرم!ديدار استادان دانشگاه&amp;zwnj;ها با رهبر انقلاب اسلامي: فرماندهان جنگ نرم!گلايه&amp;zwnj;ي رهبر انقلاب از كثرت ميليوني دانشجويان علوم انساني در دانشگاه&amp;zwnj;ها، در برابر قلت استادان مجرب در اين حوزه ما را بر آن د اشت تا به سراغ حسن عباسي برويم تا دو مسأله را با توجه به تجربيات وي، با او در ميان بگذاريم: ترسيم صحنه&amp;zwnj;ي جنگ نرم از زاويه نگاه يك متخصص استراتژي، و بررسي ابعاد و جوانب بومي كردن علوم انساني، از منظر كسي كه در هشت سال گذشته، بزرگترين كلاس آزاد پايتخت را با بيش از 4000 نفر دانشجو و طلبه، در كرسي بومي سازي دانش دكترينولوژي، اداره كرده است. پرسش اساسي اين است: جنگ نرم چيست؟ و نسبت آن با توليد علم بومي به ويژه در حوزه&amp;zwnj;ي علوم انساني كدام است؟- رهبر معظم انقلاب، استادان را فرماندهان و دانشجويان را افسران جنگ نرم توصيف كردند. براي ورود به بحث، ابتدا ابعاد و ويژگي&amp;zwnj;هاي جنگ نرم را تشريح كنيد.- بسم&amp;zwnj;الله الرحمن الرحيم. انشاءالله كه عبادت همه&amp;zwnj;ي روزه&amp;zwnj;داران در اين ماه ضيافت الهي مورد قبول حضرت باري تعالي واقع شود.با توجه به اينكه هدف خلقت ما عبادت و عبوديت است، ماه رمضان فرصت خوبي براي تحقق نسبي اين هدف خلقت است، به ويژه براي امثال ما، كه اشتغال دنيوي در طول سال مجال عبادت را كم مي&amp;zwnj;كند.جنگ به عنوان بخشي از طبيعت بشر شناخته مي&amp;zwnj;شود كه در تاريخي به قدمت تاريخ خود بشر، فراز و نشيب&amp;zwnj;ها و روي-كردهاي مختلفي پيدا كرده است. در فلسفه&amp;zwnj;ي جنگ، شناخته شده&amp;zwnj;ترين نوع آن بر اساس &amp;laquo;شدت&amp;raquo; تقسيم &amp;zwnj;بندي مي&amp;zwnj;شود كه از آن به منازعات كم&amp;zwnj;شدت low Intensity conflict، منازعات شديد، و منازعات تمام&amp;zwnj;عيار نام مي&amp;zwnj;برند. در نوع دوم دسته&amp;zwnj;بندي جنگ، آن را از نظر بكارگيري سلاح به طيف&amp;zwnj;هاي جنگ گرم و جنگ سرد تفكيك مي&amp;zwnj;كنند. هم&amp;zwnj;چنين از حيث علني يا مخفي بودن منازعه، به جنگ آشكار، جنگ نيمه&amp;zwnj;پنهان و جنگ&amp;zwnj; پنهان- مانند عمليات نيروهاي ويژه- تقسيم مي&amp;zwnj;گردد. دسته&amp;zwnj;بندي بعدي طيف شناسي جنگ از حيث موضوع و حوزه&amp;zwnj;ي آن است مانند جنگ سياسي، جنگ اقتصادي، جنگ فرهنگي، جنگ نظامي.- جنگ نرم بر اساس چه متغيري دسته&amp;zwnj;بندي مي&amp;zwnj;شود؟- نوع ديگر طيف&amp;zwnj;شناسي منازعات، دسته&amp;zwnj;بندي آن&amp;zwnj;ها بر اساس &amp;laquo;صلابت&amp;raquo; منازعه است كه به سه طيف منازعه&amp;zwnj;ي سخت hard conflict منازعه&amp;zwnj;ي نيمه&amp;zwnj;سخت semi hard conflict منازعه&amp;zwnj;ي نرم soft conflict تقسيم مي&amp;zwnj;شود. تفكيك اوليه&amp;zwnj;ي منازعات از حيث صلابت، توسط جوزف ناي صورت گرفت، و اكنون توسط انديشمندان مختلف تكامل يافته است. به طور مشخص در طيف&amp;zwnj;شناسي جنگ&amp;zwnj;ها مبتني بر صلابت، جنگ سخت، نزاعي است كه به شيوه&amp;zwnj;ي نظامي، و با هدف پيروزي سنتي از طريق اشغال و تصرف سرزمين دشمن صورت مي&amp;zwnj;گيرد. اين نوع جنگ در عصر استعمار كلاسيك، عمده&amp;zwnj;ترين نوع نزاع بود.در دسته&amp;zwnj;ي دوم، جنگ نيمه&amp;zwnj;سخت قرار دارد، كه نزاعي است مربوط به عصر استعمار نو كه در طي آن، به جاي تصرف سرزمين دشمن با قدرت نظامي، به تصرف حكومت آن و ايجاد حكومت دست&amp;zwnj;نشانده در كشور دشمن مبادرت مي&amp;zwnj;نمودند.در واقع در جنگ نيمه&amp;zwnj;سخت، با ترفندهاي سياسي حكومت را به كساني مي&amp;zwnj;سپردند كه هر چند از شهروندان همان كشور بودند، اما براي دشمنان و قدرت&amp;zwnj;هاي بيگانه كشور خود را اداره مي&amp;zwnj;كردند مانند حكومت ايران در عصر پهلوي. امروز البته جنگ نيمه&amp;zwnj;سخت تصرف بازارها در رقابت اقتصادي، و تصرف حكومت&amp;zwnj;ها در رقابت سياسي را نيز در بر &amp;zwnj;مي&amp;zwnj;گيرد.در دسته&amp;zwnj;ي سوم، جنگ نرم قرار دارد كه دكترين آن حاكي از اين است كه به جاي تصرف نظامي سرزمين دشمن و حكومت مستقيم بر آن، يا تصرف سياسي و حكومت غير مستقيم از طريق گماردن يك دولت دست نشانده در آن، مي&amp;zwnj;توان خود مردم آن كشور را تسخير كرد و از طريق مردم دشمن بر آنان حكومت كرد. خب! پرسش اين است: راه تسخير مردم به گونه&amp;zwnj;اي كه خود آنان خواسته&amp;zwnj;هاي دشمن&amp;zwnj;شان را محقق سازند چيست؟ اين راه بسيار ساده و در عين حال دشوار است: تصرف قلب&amp;zwnj;ها و سيادت بر ذهن&amp;zwnj;ها. در دكترين جنگ نرم، قاعده اين است كه قلب و مغز افراد تصرف شود، آن&amp;zwnj;گاه آن كساني كه قلب و ذهن&amp;zwnj;اشان تسخير شد، در راستاي اهداف دشمن خود عمل مي&amp;zwnj;كنند.- قلب&amp;zwnj;ها و مغزها چگونه تصرف مي&amp;zwnj;شوند؟تصرف قلب افراد با ارضاء انجام مي&amp;zwnj;شود. سيادت بر ذهن&amp;zwnj;ها هم با اقناع صورت مي&amp;zwnj;گيرد. رضايت افراد از چيزي موجب زمينه&amp;zwnj;سازي تصرف قلب آنان مي&amp;zwnj;شود. هم&amp;zwnj;چنين اگر آن افراد نسبت به مسأله&amp;zwnj;اي قانع شدند، زمينه براي سيادت بر مغز آنان فراهم شده است. روش ارضاء براي تصرف قلب مقوله&amp;zwnj;ي حب و بغض است؛ قلبي كه مملو از بغض نسبت به چيزي يا كسي باشد امكان تصرف ندارد، اما اگر آكنده از حب نسبت به آن چيز يا آن كس بود، توسط آن تصرف شده است. روش اقناع براي سيادت بر مغزها نيز مقوله&amp;zwnj;ي شك و يقين است. در واقع اگر ذهن كسي نسبت به مسأله&amp;zwnj;اي شك داشت، تا اين شك تبديل به يقين نشود، ذهن آن شخص قانع نخواهد شد.در جنگ نرم، دشمنان از طريق برتري رسانه&amp;zwnj;اي خود، با روش مديريت حب و بغض، و هم&amp;zwnj;چنين مديريت شك و يقين در توده&amp;zwnj;هاي انساني، آن&amp;zwnj;ها را تسخير نموده و در مسير اهداف خود به حركت و عمل وا مي&amp;zwnj;دارند.كيفيت اين تسخير در حدي است كه فرد تصرف شده، نسبت به دشمني كه او را تسخير نموده، هيچ كينه و نفرتي ندارد و برعكس، نسبت به او علاقه&amp;zwnj;مند است. اين نكته است كه متغير &amp;laquo;صلابت&amp;raquo; در تقسيم&amp;zwnj;بندي جنگ سخت و نيمه&amp;zwnj;سخت و نرم را نشان مي&amp;zwnj;دهد. يعني صلابت از نظر ابزار و روش&amp;zwnj;ها، و صلابت از نظر مقاومت دشمن. طبيعتاً هر قدر منازعه به سمت روش&amp;zwnj;هاي جنگ سخت پيش برود، صلابت اقدام، و صلابت مقاومت بيشتر مي&amp;zwnj;شود، و هر قدر كه به سمت روش&amp;zwnj;هاي جنگ نرم نيل كند، صلابت اقدام و هم&amp;zwnj;چنين صلابت مقاومت رقيق&amp;zwnj;تر و سست&amp;zwnj;تر مي&amp;zwnj;گردد.- چرا رهبر انقلاب استادان و دانشجويان را رزمندگان اين جنگ برشمردند؟محيط علم، في&amp;zwnj;نفسه محل شك و يقين است. در يك فضاي سالم و بي&amp;zwnj;غرض علمي، شما به عنوان دانشجو مي&amp;zwnj;توانيد در همه چيز شك كنيد و در تعامل با استادان خود پاسخ&amp;zwnj;ها را يافته و به يقين برسيد و قانع شويد. توجه دشمن به همين ظرفيت دانشگاه است. يعني محيط دانشگاه را از يك فضاي علمي كه تضارب آراء در آن به شكوفايي و رشد استعداد دانشجويان مي-انجامد، به يك محيط منازعه، براي نابودي باورهاي ديني و ملي و بومي ما تغيير مي&amp;zwnj;دهند. در چنين محيطي، با افشاندن بذر شك، و تثبيت انگاره&amp;zwnj;ي بيگانگان، در قالب ديدگاه&amp;zwnj;هاي شبه علمي و شبه روشنفكري، ذهن جوانان را نسبت به داشته&amp;zwnj;هاي خود مسموم و نسبت به يافته&amp;zwnj;هاي بيگانه تشنه و شيدا مي&amp;zwnj;سازند.در حكمت دفاعي، اين اصل پذيرفته شده است كه دفاع، مشخصه&amp;zwnj;ي هر موجود زنده، در برابر تهديدهاست. يعني هرگاه بقاء يك موجود زنده به خطر بيفتد، به حكم طبيعت خود، به دفاع در برابر تهديد روي مي&amp;zwnj;آورد. ملت ايران نيز اكنون در وضعيت مواجهه با تهديد قرار دارد.ايران امروز در بالاترين سطح از توان قدرت سخت در طول سيصد سال گذشته&amp;zwnj;ي خود نسبت به تهديدهاي جنگ سخت خارجي قرار دارد. اين را در نظر بگيريد كه عامل تهديد عليه ايران ابر قدرتي چون آمريكاست. در برابر آمريكا، به اين درجه از موازنه&amp;zwnj;ي شرايط قدرت سخت رسيدن، نكته&amp;zwnj;ي بسيار مهمي است. مثلاً تهديد پاكستان از سوي هند است، يا ژاپن خود را از سوي كره شمالي در تهديد مي&amp;zwnj;بيند، اما تهديد جمهوري اسلامي ايران از سوي قوي&amp;zwnj;ترين قدرت مادي روي كره&amp;zwnj;ي زمين است و ايستادگي در برابر آن در اين حد كه ابتكار عمل را از او سلب كند يك امتياز است.پس وقتي تهديد ايران، عراق و تركيه و پاكستان نيست، بلكه همه&amp;zwnj;ي قدرت غرب است و آن&amp;zwnj;ها نيز از مواجهه&amp;zwnj;ي رو در روي سخت با ايران هراس دارند، چه جاي&amp;zwnj;گزيني براي آن دارند؟ طبيعتاً رويارويي نرم! يعني با مديريت شك و يقين، و حب و بغض، انسجام و وحدت ملي را تضعيف كرده و باورهاي مردم را تخريب و سست نموده، و با تسخير قلب و مغز آن&amp;zwnj;ها، راه استيلا و سيطره&amp;zwnj;ي خود را مهيا نمايند.مبتني بر اصل دفاع به عنوان مشخصه&amp;zwnj;ي هر موجود زنده در برابر تهديد، عقلاً وشرعاً بايد در برابر تهديد بپا خاست و مقاومت نمود. اكنون كه تهديد نرم، متوجه آوردگاهي به عرض شانزده سانتي&amp;zwnj;متر در حد فاصل دو گوش تك&amp;zwnj;تك شهروندان جمهوري اسلامي است، رزم&amp;zwnj;گاه آن كلاس&amp;zwnj;ها و نبردگاه آن دانشگاه&amp;zwnj;ها و جنگ&amp;zwnj;گاه آن پهنه&amp;zwnj;ي كشور است. اگر در اين منازعه، مجاهدان در آوردگاه و رزم&amp;zwnj;گاه و نبردگاه مقاومت نكنند، اشغال جنگ&amp;zwnj;گاه از سوي دشمن دشوار نخواهد بود. از اين روي، استادان دانشگاه&amp;zwnj;ها، فرماندهان جنگ نرم در نبردگاه و رزمگاه مزبور، در مواجهه با سيل شك و شهبه&amp;zwnj;ي علمي و ژورناليستي و عمليات رواني دشمن عليه آوردگاه ذهن عمومي هستند. اين فرماندهان، افسراني دارند كه مجموعه&amp;zwnj;ي دانشجويان پرشور در دانشگاه&amp;zwnj;ها محسوب مي&amp;zwnj;شوند. دانشجويان به عنوان افسران اين جبهه نيز سربازاني دارند كه بخش عمده&amp;zwnj;ي شهروندان ايراني بيرون از دانشگاه را تشكيل مي&amp;zwnj;دهند.جنگ نرم عليه مردم ايران مدت&amp;zwnj;هاست كه آغاز گرديده و بخش&amp;zwnj;هايي از قلب&amp;zwnj;ها و مغزها به تصرف دشمن درآمده است. لذا دفاع موضوعيت و عموميت يافته و ورود استادان و دانشجويان به اين جبهه&amp;zwnj;ي جنگ نرم، براي يك اقدام دفاعي است.- روند منازعه را چگونه مي&amp;zwnj;بينيد؟شيطان روح پرستنده&amp;zwnj;ي بشر را با القاء خود چنان فاسد كرد كه به جاي الله پرستي به ورطه&amp;zwnj;ي بت&amp;zwnj;پرستي افتاد. ابراهيم(ع) بت-ها را شكست و به حكم خدا، خانه كعبه را بنا نهاد. شيطان به استراتژي ابراهيم(ع) حمله كرد و در طي چند هزار سال، با القاء خود بشر را وادار نمود كه بت&amp;zwnj;ها را به درون كعبه برده و كليت قبله را ملوث كند، كه هر كس به طواف كعبه آمد، در واقع به طواف بت&amp;zwnj;ها رفته باشد. پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) بت شكن واپسين بود كه آمد و بت&amp;zwnj;هاي درون خانه را شكست و كعبه را از آلودگي به شرك و كفر نجات داد. اكنون با گذشت 1400 سال شيطان به استراتژي پيامبر اسلام(ص) نيز حمله كرده است. بت&amp;zwnj;ها كه از صحرا به خانه&amp;zwnj;ي كعبه برده شده بود، پس از واكنش پيامبر اسلام(ص) و تخليه&amp;zwnj;ي خانه&amp;zwnj;ي كعبه از بت&amp;zwnj;ها، آن&amp;zwnj;ها به درون انسان&amp;zwnj;ها منتقل شده&amp;zwnj;اند. بت&amp;zwnj;هاي ذهني و بت&amp;zwnj;هاي قلبي، قبله&amp;zwnj;ي انسان را از كعبه و از خدا، به &amp;laquo;خود&amp;raquo; انسان تغيير داده و مبتني بر امانيسم - بشر مداري- مي&amp;zwnj;رود كه در وادي اگوسنتريسم- خود مركز مداري- به سيطنيزم- يا سجده بر شيطان- در غلتد. هبوط كه نه، بلكه سقوط از مرتبه&amp;zwnj;اي كه خدا به ابليس فرمود به بشر سجده كند تا به قعر دره&amp;zwnj;اي كه اكنون در آن بشر به شيطان سجده مي&amp;zwnj;كند. جنگ نرم، جنگي است كه در آن فرماندهان- عالمان دانشگاهي- و افسران- دانشجويان- از استقرار بت&amp;zwnj;ها در درون خانه&amp;zwnj;ي دل خود جلوگيري نموده و با تبر يقين، بت&amp;zwnj;هاي ذهن عمومي را فرو مي&amp;zwnj;ريزد و جاي را براي حقيقت الهي باز مي&amp;zwnj;كنند. لذا در پاسخ به پرسش شما در مورد ارزيابي روند منازعه، بايد گفت كه در اين جهاد نرم &amp;laquo;لاتحزن، ان الله معنا! اندوهگين مباش، خدا با ماست!&amp;raquo;.با توجه به اين&amp;zwnj;كه جنگ نرم، منازعه&amp;zwnj;اي براي تصرف قلب&amp;zwnj;ها و مغزهاست، نسبت جنگ نرم با سياست چيست؟ آيا مي&amp;zwnj;توان از سياست نرم سخن گفت؟رهبر معظم انقلاب، درسال 1379 در دو يا سه مرحله، مطالب و مباحثي را با همين مضامين پرسش شما مطرح كردند كه مي&amp;zwnj;تواند پاسخ اين پرسش باشد. نكته&amp;zwnj;اي كه گفتند اين بود كه &amp;laquo;حكومت در عرف اسلام، ولايت ناميده مي&amp;zwnj;شود. ... ولي و حاكم منشاء همه&amp;zwnj;ي اين نظام سياسي،&amp;zwnj; و هم&amp;zwnj;چنين وظايف خود را خدا مي&amp;zwnj;داند و خود را عبد و بنده&amp;zwnj;ي خدا مي&amp;zwnj;انگارد&amp;raquo;. چندي بعد در همان سال 1379، اين&amp;zwnj;گونه به خاطر دارم كه در نماز جمعه، نكته&amp;zwnj;ي مكملي را گفتند و آن اين بود كه &amp;laquo;حكومت، فقط فرمانروايي نيست، بلكه نفوذ در دل&amp;zwnj;ها و مقبوليت در ذهن&amp;zwnj;هاست، لذا كسي كه در چنين موقعيتي قرار مي&amp;zwnj;گيرد، اول بايد در درون خود به صورت دايمي، مشغول تأديب باشد، خود را هدايت كند، به خود تذكر بدهد و خود را موعظه كند&amp;raquo;. سپس مبتني بر آيه-الكرسي در سوره&amp;zwnj;ي مباركه&amp;zwnj;ي بقره، به اين نكته پرداختند كه &amp;laquo;بناي حكومت اسلامي اين است كه مردم را از ظلمات به نور ببرد، ظلماتي كه هم در درون خود ما زمينه دارد، و هم در عالم طبيعت. اراده&amp;zwnj;ي دين اين است كه انسان را از ظلمات خودخواهي و خودپرستي و بي&amp;zwnj;تقوايي در برخورد با هر كس و هر چيز خارج كند و به نور ببرد، نور اخلاص و تقوا و هدايت و همت بلند براي خدا،&amp;zwnj;كه اگر اين&amp;zwnj;گونه شد، جامعه نوراني مي&amp;zwnj;شود&amp;raquo;.با اين توصيف، مي&amp;zwnj;توان دكترين سياسي رهبر فرزانه&amp;zwnj;ي انقلاب را در سه محور اين&amp;zwnj;گونه خلاصه نمود كه:الف- فرآيند حكومت و ولايت در اسلام، نفوذ در دل&amp;zwnj;ها و مقبوليت در ذهن&amp;zwnj;هاست.ب- كاركرد حكومت و ولايت در اسلام، خروج مردم از ظلمات و انتقال به نور است. اين كاركرد، مبتني بر تبيين كاركرد ولايت الله و ولايت طاغوت در سوره&amp;zwnj;ي بقره ارائه شده است.ج- محصول حكومت و ولايت در اسلام، جامعه&amp;zwnj;ي نوراني گفته شده است. از اين منظر، حكومت مبتني بر قدرت نرم است و لذا در اركان قدرت ملي، به جاي تفكيك قدرت ملي به قدرت سياسي، قدرت نظامي، قدرت فرهنگي، قدرت اقتصادي يا قدرت اجتماعي، اين تقسيم&amp;zwnj;بندي به گونه&amp;zwnj;اي ديگر ارايه مي&amp;zwnj;شود، يعني به قدرت نرم، قدرت سخت و قدرت نيمه&amp;zwnj;سخت.در اين سه حوزه، تكيه بر قدرت نرم است و قدرت&amp;zwnj;هاي سخت و نيمه&amp;zwnj;سخت،&amp;zwnj; قدرت&amp;zwnj;هاي حاشيه&amp;zwnj;اي محسوب مي&amp;zwnj;شوند. پس مي&amp;zwnj;توان از سياست نرم و حكومت نرم سخن گفت.به ولايت الله و ولايت طاغوت در سوره&amp;zwnj;ي بقره اشاره كرديد. آيا ولايت در جنگ نرم خنثي است؟ولايت و تولي، يا برائت و تبري، روش هستند، و آن&amp;zwnj;چه مهم است &amp;laquo;جهت و منشاء&amp;raquo; اين ولايت يا برائت است. در سوره&amp;zwnj;ي بقره مي&amp;zwnj;فرمايد: &amp;laquo;خدا ولي آن&amp;zwnj;هاست كه ايمان آوردند، و (كاركرد ولايت خدا اين است كه) خارج مي&amp;zwnj;كند آنان را از ظلمات به نور.&amp;raquo; سپس در مورد جبهه&amp;zwnj;ي مقابل، مي&amp;zwnj;فرمايد: &amp;laquo;و آنان كه كفر ورزيدند اولياء آنها طاغوت هستند&amp;raquo;، لذا كفار اخراج مي&amp;zwnj;شوند از نور به ظلمات.آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه در مورد مؤمنين،&amp;zwnj; يك &amp;laquo;ولي&amp;raquo; وجود دارد، اما در مورد كفار، از مفهوم &amp;laquo;اولياء&amp;raquo; استفاده شده است كه كثرت را مطرح مي&amp;zwnj;كند. هم&amp;zwnj;چنين، در مقابل مفهوم مفرد &amp;laquo;نور&amp;raquo; ، مفهوم جمع &amp;laquo;ظلمات&amp;raquo; به كار رفته است. پس مي&amp;zwnj;توان گفت ولايت و برائت به مثابه روش هستند و ارزش آن&amp;zwnj;ها به &amp;laquo;جهت&amp;raquo; آن&amp;zwnj;هاست: ولايت چه كسي! و برائت از چه كسي!پرسش شما را در سه محور مي&amp;zwnj;توان پاسخ گفت:1- زمين جنگ نرم، ثابت است: اين زمين، همان دل و ذهن انسان است.2- فرمان&amp;zwnj;روايي بر دل و ذهن،&amp;zwnj;&amp;laquo;خنثي&amp;raquo; است: اين فرمان&amp;zwnj;روايي، همان ولايت است.3- آنچه متفاوت و مهم است، &amp;laquo;منشاء&amp;raquo; ولايت و &amp;laquo;مقصد&amp;raquo; ولي است. كيستي &amp;laquo;ولي&amp;raquo; مهم است. زيرا به مقوله&amp;zwnj;ي ولايت جهت مي&amp;zwnj;دهد و آن را از خنثي بودن خارج مي&amp;zwnj;كند. نظام دو قطبي ولايت خدا و ولايت طاغوت، نظام جنگ نرم است؛ لبه&amp;zwnj;ي جلويي منطقه نبرد، محل تشكيل جبهه&amp;zwnj;ي منازعه است، كه در يك سو جنودالله، و در سوي ديگر جنود شيطان و طاغوت قرار دارند. هر دو طرف منازعه، بر سر تصرف يك زمين مي&amp;zwnj;جنگند: تصرف زمين دل&amp;zwnj;ها و ذهن&amp;zwnj;هاي تك&amp;zwnj;تك انسان&amp;zwnj;ها. نكته مطلق اين است كه، هيچ كسي نيست كه &amp;laquo;ولي&amp;raquo; نداشته باشد، منتهي، &amp;laquo;ولي&amp;raquo; برخي افراد &amp;laquo;الله&amp;raquo; است، و &amp;laquo;ولي&amp;raquo; برخي ديگر &amp;laquo;طاغوت&amp;raquo;.اكنون بايد پرسيد آيا انسان&amp;zwnj;ها در برابر ولايت خدا و ولايت طاغوت منفعل هستند، و گاهي اين و گاهي آن بر سرزمين وجود آنان حكومت مي&amp;zwnj;كنند؟! پاسخ روشن است.اطلاق صفت مؤمن يا كافر به يك انسان، به اين معني است كه او خود پذيرفته است، كه ولايت چه كسي را بپذيرد. اگر ولايت خدا را پذيرفت، او مؤمن است، و اگر اولياء او طاغوت&amp;zwnj;ها بودند او كافر است.با پذيرش ولايت الله از سوي فرد مؤمن، او از ظلمات به نور منتقل مي&amp;zwnj;شود، و لذا جامعه&amp;zwnj;ي مؤمنين، جامعه&amp;zwnj;اي نوراني است.اما با پذيرش ولايت طاغوت از سوي فرد كافر، او به قعر ظلمات غوطه&amp;zwnj;ور مي&amp;zwnj;شود، و در واقع جامعه&amp;zwnj;ي كفار، جامعه&amp;zwnj;اي ظلماني است.جنگ نرم، كشمكشي است در درون هر فرد، كه ولايت الله را بپذيرد يا ولايت طاغوت را. در اين كشمكش دروني فرد، دو عامل بيروني نيز درگير هستند. يكي الله و جبهه&amp;zwnj;ي انبياء و ائمه(ع) و مصلحين است، و ديگري شيطان و جبهه&amp;zwnj;ي طاغوت&amp;zwnj;ها و مستكبرين و مفسدين هستند. تا اين كه خود فرد ولايت كدام يك از طرفين را در دل و ذهن خود بپذيرد.در اين رويكرد، حكومت همان ولايت است، و ولايت همان قدرت نرم، در تصرف دل&amp;zwnj;ها و ذهن&amp;zwnj;هاست. متغير ولايت، ولي است؛ ولايت الله، يا ولايت طاغوت.حكومت نرم الهي، يا حكومت نرم شيطاني. اين از ذاتيات جنگ نرم است، &amp;zwnj;و با اين ذاتيات است كه شيطان،&amp;zwnj; براندازي حكومت نرم الهي را محقق مي&amp;zwnj;سازد و &amp;laquo;رژيم چنج&amp;raquo; صورت مي&amp;zwnj;دهد. يا برعكس، انبياء حكومت نرم شيطاني را واژگون، و حكومت نرم الهي را محقق مي&amp;zwnj;سازد.با توجه به اين تفكيك كه زمين بازي ثابت است، و ولايت هم خنثي است، اما متغيير، در شخص&amp;laquo;ولي&amp;raquo; است، روش بازي چگونه است. بالاخره مانند سياست مدرن كه مبتني بر تئوري بازي&amp;zwnj;ها، مناسبات قدرت را چينش مي&amp;zwnj;كند، در سياست نرم و جنگ نرم اين مناسبات چگونه طراحي مي&amp;zwnj;شود؟گفتم كه زمين، يعني دل و ذهن افراد &amp;laquo;ثابت&amp;raquo; است، اما متغير در اينجا، شخص &amp;laquo;ولي&amp;raquo; است. آنچه در روش اقدام در صحنه حائز اهميت است مساله&amp;zwnj;ي &amp;laquo;قاعده يا قواعد&amp;raquo; اقدام از سوي ولي است. در تنظيم نسبت ميان &amp;laquo;زمين&amp;raquo; اقدام، با &amp;laquo;قواعد&amp;raquo; اقدام، چهار حالت پديد مي&amp;zwnj;آيد:1. بهترين حالت: اقدام در زمين دشمن، با قواعد خودي.2. حالت خوب: اقدام در زمين خود، با قواعد خودي.3. حالت بد: اقدام در زمين دشمن، با قواعد دشمن.4. بدترين حالت: اقدام در زمين خود، با قواعد دشمن.اقدام در حالت يكم و دوم را در علوم استراتژيك &amp;laquo;اقدام فعال&amp;raquo; يا كنش نامتقارن مي&amp;zwnj;نامند. و اقدام در حالت سوم و چهارم را &amp;laquo;اقدام منفعل&amp;raquo; يا كنش متقارن مي&amp;zwnj;شناسند.دكترين اقدام فعال يا اقدام نامتقارن در مباحث امنيت ملي، به اقدام ضربه&amp;zwnj;ي اول معروف است، يعني تعريف زمين و قواعد بازي از سوي خود. هم&amp;zwnj;چنين، دكترين اقدام منفعل يا اقدام متقارن، به اقدام ضربه&amp;zwnj;ي دوم شناخته مي&amp;zwnj;شود، يعني تعريف زمين و قواعد بازي، از سوي دشمن.جنگ نرم، سياست نرم، قدرت نرم، و... به گونه&amp;zwnj;اي انحصاري، عمدتاً ناظر به دكترين اقدام نامتقارن هستند.اكنون پرسش اساسي اين است كه چرا رهبر انقلاب، مساله&amp;zwnj;ي جنگ نرم را با دانشجويان و استادان مطرح كردند و در آن جلسه&amp;zwnj;ي ديدار استادان دانشگاه، به نقد مديريت كميت نكر علوم انساني پرداختند. نسبت جنگ نرم با مساله&amp;zwnj;ي علوم به&amp;zwnj;طور عمومي و علوم انساني به طور اخص چيست؟مبتني بر دكترين اقدام نامتقارن، بايد گفت كه بخش&amp;zwnj;هاي عمده&amp;zwnj;اي از نهادها در كشور ما، در زمين خود، با قواعد دشمن بازي مي&amp;zwnj;كنند. يكي از مهم&amp;zwnj;ترين اين بخش&amp;zwnj;ها، نهادهاي علمي، تربيتي و فرهنگي هستند، يعني وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت، و وزارت ارشاد.اكنون در آموزش و پرورش ما، ذهن و دل دانش آموز با داورينيسم تسخير مي&amp;zwnj;شود آنهم با مديريت و بودجه&amp;zwnj;ي جمهوري اسلامي. اين يعني فاجعه.اكنون در دانشگاه&amp;zwnj;هاي ما، استادان همه&amp;zwnj;ي رشته&amp;zwnj;ها، در زمين خود، با قواعد بيگانه بازي مي&amp;zwnj;كنند، اين يعني بدترين حالت، به اين معني كه غرب انگاره&amp;zwnj;هاي خود را به ما تحميل كرده است و در جنگ نرم، ذهن استاد ما را تسخير نموده و از طريق او به تسخير جوانان دانشجو مي&amp;zwnj;پردازد. استاد روانشناسي با آراء فرويد و اريكسون و پيا&amp;zwj;ژه، استاد جامعه شناسي با آراء وبر پارسونز و گيدنز و هابرماس، استاد فلسفه با آراء كانت و هگل و هايدگر و پوپر، استاد اقتصاد با آراء اسميت و فرگوسن و مالتوس و كينز و فريدمن و استيگليتز، استاد الهيات با آراء پل&amp;zwnj;تيليش و الوين پلنيتنگا، استاد مديريت با آراء مينتزبرگ ، استاد سياست با آراء هابز و ماكياولي و مورگنتا و روزنا و ... قطعاً نمي&amp;zwnj;توانند انسان طراز تمدن ايراني يا اسلامي تربيت كند، و در نتيجه روز به روز بي-خاصيتي علوم انساني در ايران براي مردم و جامعه بيشتر نمايان مي&amp;zwnj;شود.راه حل و راه برون رفت از اين وضعيت چيست؟راه اين است كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، به دكترين اقدام نامتقارن مجهز شود، البته حد و قواره&amp;zwnj;ي اين شورا كه ذهن اكثريت اعضاء آن، به تسخير رويه&amp;zwnj;هاي بيگانه درآمده است، اين گونه مباحث نيست، اما به هر جهت با يك خانه تكاني ذهني، مي&amp;zwnj;توانند به قواعد اقدام نامتقارن دست يابند.چگونه؟ راه&amp;zwnj;كار عملي ارائه كنيد!راه كار ساده است. دو واحد درسي پارمنيدس كشي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي برگزار شود، و اصل &amp;laquo;اين هماني&amp;raquo; در فضاي علمي كشور به چالش كشيده شود.اگر پيامبر(ص) مي&amp;zwnj;خواست با اصل &amp;laquo;اين هماني&amp;raquo; اسلام را معرفي كند، بايد مي&amp;zwnj;گفت كه بت&amp;zwnj;هايي چون لات و عزي همان الله هستند يا الله همان لات و عزي است! اما ايشان فرمودند &amp;laquo;لااله الا الله&amp;raquo;.شعار اسلام، ابتدا نفي بت&amp;zwnj;ها و اله&amp;zwnj;ها است. يك مسلمان موحد، در هميشه&amp;zwnj;ي زندگي خود، همواره از اين شعار استفاده مي&amp;zwnj;كند. اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي اسير &amp;laquo;اين هماني&amp;raquo; پارميندسي هستند.&amp;nbsp;پرسش اين است: آياLaw همان حقوق است؟! نه نيست. آيا Human Rights حقوق بشر است؟! آيا روانشناسي همان سايكولوژي است؟! آيا اقتصاد همان اكونومي است؟! آيا سياست همان پليتيكز است؟! اصلاً اين گونه نيست. بحران در علوم انساني از عنوان خود علوم و ترجمه غلط اين عناوين آغاز مي&amp;zwnj;شود. لذا نسخه&amp;zwnj;ي عملي اين است جامعه&amp;zwnj;ي علمي ايران بتواند در علم، موحد شود و به شعار لااله&amp;zwnj;الاالله در علم دست يابد.روزنامه ايران شماره 4336</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/303788/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/303788/</guid>
</item>

<item>
<title>قدرت نرم توان حكومت بر قلب‌ها و ذهن‌ها است</title>
<description>هوالحكيمخبرگزاري فارس: رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال گفت: در قدرت نرم به جاي تسخير سرزمين و بازارهاي اقتصادي مستقيما بر ذهن و قلب جوامع حكومت مي&amp;zwnj;كنند.به گزارش خبرنگار باشگاه خبري فارس &amp;laquo;توانا&amp;raquo;، حسن عباسي در همايش درآمدي بر دكترين منازعه&amp;zwnj;ي نرم در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به اين كه آنچه را كه منشاء كرامت مي&amp;zwnj;نامند، گزاره &amp;laquo;تقوا&amp;raquo; است، اظهار داشت: نزد خداوند كسي كرامت بيشتري دارد كه تقواي بيشتري داشته باشد. تكريم يا تحقير از سوي خداوند، بستگي جدي به &amp;laquo;ضريب تقوا&amp;raquo; دارد و كسي كه عالم را محضر خدا مي&amp;zwnj;داند، آنچه را كه او نمي&amp;zwnj;پسندند، انجام نمي&amp;zwnj;دهد.وي ادامه داد: علم استراتژي، علم بقاي جامعه و تمدن است عباسي در اين نشست، دو نكته را به بررسي گذاشت: قدرت نرم و منازعه&amp;zwnj;ي نامتقارن.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال افزود: انسان در هر كجا كه باشد، در حال توليد قدرت است، و مساله توليد قدرت، همزاد بشر است. لذا قدرت يكي از موضوعات اصلي بشر است.عباسي بيان كرد: قدرت در دانش استراتژي يعني توانايي تحميل اراده&amp;zwnj;ي خود بر طبيعت، تحميل اراده&amp;zwnj;ي خود بر خود و تحميل اراده&amp;zwnj;ي خود بر ديگران. هر كسي كه اين سه بخش را در زندگي خود دنبال مي&amp;zwnj;كند، در واقع در جستجوي قدرت است. قدرت مانند امنيت و حيات جزء لاينفك وجود انسان و جامعه است اما آن&amp;zwnj;چه مهم است روش استفاده از تحميل اراده بر طبيعت، خود و ديگران مي&amp;zwnj;باشد.وي گفت: تحميل اراده بر طبيعت موجب تسخير طبيعت گشته، تحميل اراده بر خود، كنترل و مهار خود را ايجاد كرده و تحميل اراده بر ديگري چيزي است كه اقتصاد، سياست، فرهنگ و نظامي&amp;zwnj;گري آن را دنبال مي&amp;zwnj;كنند.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال خاطرنشان كرد: دانشي كه حد و اندازه و سازوكار اين تحميل اراده بر طبيعت، خود و يا ديگران را تبيين مي&amp;zwnj;كند، جزئي از دانش استراتژي است و در علوم استراتژيك مسأله&amp;zwnj;ي توليد قدرت ناميده مي&amp;zwnj;شود.عباسي با اشاره به اين كه تقسيم قدرت به صورت سخت،&amp;zwnj; نيمه سخت و نرم معلول &amp;laquo;صلابت قدرت&amp;raquo; است، اظهار داشت: در قدرت سخت براي تحميل اراده خود صلابت بيشتري ضرورت دارد، اما در قدرت نرم، به صلابت كمتري براي تحميل اراده نياز است و بدون اين&amp;zwnj;كه انسان متوجه شود به تسخير يك فكر يا يك فرهنگ درمي&amp;zwnj;آيد.وي در ادامه گفت: قدرت سخت، نظامي&amp;zwnj;گري را برمي&amp;zwnj;تابد و آماج آن تصرف سرزمين و سيادت بر دريا و هوا است و روش آن قهري و به شيوه خشونت&amp;zwnj;آميز است، در قدرت نيمه&amp;zwnj;سخت آن چه اقتصاد و سياست ناميده مي&amp;zwnj;شود آماجش تصرف دولت يا تصرف بازار است و روشي كه در آن استفاده مي&amp;zwnj;شود روش تشويقي و تنبيهي است. اما در قدرت نرم آنچه كه آماج محسوب مي&amp;zwnj;شود تصرف قلب&amp;zwnj;ها و سيادت بر ذهن&amp;zwnj;ها است و روش آن ارضايي و اغنايي است.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال بيان كرد: در قدرت نرم كه قدرت فرهنگي، علمي و رواني هر جامعه مي&amp;zwnj;باشد قدرت اقناع و ارضاء مطرح است، و تحميل اراده خود بر ديگران از طريق شك و يقين و حب و بغض انجام مي&amp;zwnj;شود.عباسي افزود: اگر در جنگ سخت نياز به &amp;laquo;مديريت دفاعي&amp;raquo; مطرح است يا در جنگ نيمه&amp;zwnj;سخت &amp;laquo;مديريت بازار&amp;raquo;، در جنگ نرم نيز &amp;laquo;مديريت شك و يقين، و مديريت حب و بغض&amp;raquo; مطرح مي&amp;zwnj;شود.وي با اشاره به عناصري كه اين 4 دسته را مديريت مي&amp;zwnj;كنند، خاطرنشان كرد: عناصري كه حب و بغض را رقم مي&amp;zwnj;زنند هنرمندان يا ورزشكاران هستند و اثري كه آنها خلق مي&amp;zwnj;كنند يا موفقيتي كه كسب ارضاء هواداران را در پي دارد. در واقع مي&amp;zwnj;توان نتيجه گرفت، مديريت حب و بعض مديريتي بعضاً هنري است. اما عناصري كه شك و يقين را ايجاد مي&amp;zwnj;كنند، اصحاب علم و اصحاب رسانه هستند.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال گفت: حب و بغض در فروع دين اسلام به تبري و تولي منتج مي&amp;zwnj;شود، به اين معنا كه برآيند از چيزي يا كسي به تبري منتج مي&amp;zwnj;شود و خوشايند از كسي يا چيزي به تولي مي&amp;zwnj;انجامد.&amp;nbsp;عباسي ادامه داد: در حوزه شك و يقين دو عامل حق و باطل وجود دارد، انسان به طور فطري به دنبال حق و حقيقت است. قدرت تفكيك حق از باطل، فرقان ناميده شده است و قدرت فرقان نيز در اثر تقوا به دست مي&amp;zwnj;آيد.وي بيان كرد: فردي كه با حب و بغض، مناسبات تولي و تبري خويش را مديريت مي&amp;zwnj;كند، و با تشخيص حق از باطل، سامان مي&amp;zwnj;دهد، مي&amp;zwnj;تواند اراده&amp;zwnj;ي بر حقي را بر ديگران تحميل كند و آن را به سطح جامعه تعميم بدهد.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال اظهار داشت: كشوري مانند آمريكا، قدرت و توان تحميل اراده خود بر ديگران را دارد، زيرا ساليانه به طور متوسط 900 فيلم در هاليوود مي&amp;zwnj;سازد و انگاره&amp;zwnj;هاي خود را به تمام دنيا منتقل مي&amp;zwnj;كند. البته قدرت نرم آمريكا صورت&amp;zwnj;هاي ديگري نيز دارد.عباسي افزود: مثلا در امپرياليسم زباني، همه&amp;zwnj;ي دنيا محكوم و مجبورند كه به زبان انگليسي در ISI مقاله منتشر كنند و اين خود تحميل اراده بر ديگر جوامع است كه در قدرت سخت پديد آمد و اكنون در قدرت نرم ميوه آن چيده مي&amp;zwnj;شود.وي ادامه داد: كمتر از 5 درصد از مقالات دانشمندان ايراني كه در ISI منتشر مي&amp;zwnj;گردد، به زبان فارسي ترجمه مي&amp;zwnj;شود، اما فردي كه در انگليس، آمريكا، كانادا و ديگر كشورهاي انگلوساكسون زندگي مي&amp;zwnj;كند به راحتي مي&amp;zwnj;تواند از نتايج تحقيقات دانشمندان جهان كه به انگليسي مي&amp;zwnj;نويسند، استفاده كند. و لذا كشورهايي كه از طريق علم قدرت نرم را اعمال مي&amp;zwnj;كنند در توليد علم از ما جلوتر نيستند، بلكه ديگران مانند كارگران فكري هستند كه براي آنها علم توليد مي&amp;zwnj;كنند.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال خاطرنشان كرد: تفوق رسانه&amp;zwnj;ايي، علمي و هنري امروز كه به تبع تفوق&amp;zwnj;هاي سخت&amp;zwnj;افزاري و نرم&amp;zwnj;افزاري ايجاد شده است، در واقع قدرت نرم توليد كرده و &amp;laquo;حب و بغض&amp;raquo; و &amp;laquo;شك و يقين&amp;raquo; را مديريت مي&amp;zwnj;كند و تبري و تولي مورد نظر صاحبان آن&amp;zwnj;ها را رقم مي&amp;zwnj;زند. آنجايي كه حب مي&amp;zwnj;ورزد &amp;laquo;تولي&amp;raquo; و آنجايي كه بغض مي&amp;zwnj;ورزد &amp;laquo;تبري&amp;raquo; مي&amp;zwnj;جويد البته همه&amp;zwnj;ي حب&amp;zwnj;ها و بغض&amp;zwnj;ها ستايش شده نيستند.عباسي با اشاره به اين كه مطلق انسان&amp;zwnj;ها صاحب ولي هستند اظهار داشت: در سوره بقره نوع ولايت به دو دسته تقسيم شده است، ولايت&amp;zwnj; &amp;laquo;الله&amp;raquo; كه مخصوص مؤمنين است و اين ولايت آنها را از ظلمت به سوي نور خارج مي&amp;zwnj;كند و ولايت &amp;laquo;طاغوت&amp;raquo; كه مختص كفار است، همان كساني كه از نور به ظلمات اخراج مي&amp;zwnj;شوند.وي با اشاره به لفظ اوليا در آيت&amp;zwnj;الكرسي افزود: طاغوت، متعدد و متكثر است و يك نفر، و يا يك چيز را شامل نمي&amp;zwnj;شود، يك بار انسان يك نظريه و فكر را مي&amp;zwnj;پرستد، يك بار يك نفر بر انسان حكومت مي&amp;zwnj;كند و گاهي اوقات نفس خود فرد بر او حكومت مي&amp;zwnj;كند و همه اينها مي&amp;zwnj;تواند طاغوت باشد و اين متكثر بودن طاغوت به عنوان اولياء كفار زمينه&amp;zwnj;ي مباحث پلوراليسم ديني است.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال بيان كرد: در قدرت نرم تصرف سرزمين&amp;zwnj;ها و بازارها مطرح نيست، تصرف قلب&amp;zwnj;ها و ذهن&amp;zwnj;ها مطرح است و اين به معناي منفعل بودن انسان صاحب ذهن و قلب نيست. يك واحد انساني، موجودي منفعل نيست كه &amp;laquo;ولايت&amp;zwnj;الله&amp;raquo; يا &amp;laquo;ولايت طاغوت&amp;raquo; آن را تسخير كند، بلكه مختار است كه مومن يا كافر شود، و به اختيار، مسير خود را انتخاب كند.عباسي اظهار داشت: انتخاب هر يك از اين ولايت&amp;zwnj;ها سه نوع جنگ را ايجاد مي&amp;zwnj;كند.نزاعي كه بين خدا و طاغوت به وجود مي&amp;zwnj;آيد.نزاع بين طاغوت و انسان بر سر آن قلب و ذهني كه قرار است به تسخير درآيد.منازعه&amp;zwnj;ايي كه بين انسان و خدا وجود دارد كه قلب و ذهن خود را به خدا بسپارد يا نه.وي در خصوص نپذيرفتن ولايت&amp;zwnj;الله، خاطرنشان كرد: دكارت 400 سال پيش بيان كرده كه من در همه چيز شك مي&amp;zwnj;كنم، فقط در يك چيز نمي&amp;zwnj;توانم شك كنم و آن هم اين است كه شك مي&amp;zwnj;كنم. لذا گفت من با انديشه&amp;zwnj;ي خود شك مي&amp;zwnj;كنم، پس هستم، چون مي&amp;zwnj;انديشم. اين استدلال &amp;laquo;كوجيتو&amp;raquo;ي دكارت، مبناي سوبژكتيويسم مدرن شد، و سوبژكتيويسم، پايه&amp;zwnj;ي &amp;laquo;نئوپاگانيسم&amp;raquo; يا &amp;laquo;كفركيشي&amp;raquo; نوين گرديد. مبتني بر سوبژكتيويسم، آنچه مبناء قرار مي&amp;zwnj;گيرد، ولايت ذهني خويش است، لذا پاگانيسم موضوعيت پيدا مي&amp;zwnj;كند.عباسي گفت: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در كنار دانشگاه علوم پزشكي تهران دو دانشگاه اصلي علوم پزشكي كشور هستند، كه عمده استادان و دانشجويان آن افراد متدين و سالمي هستند، امّا وقتي جلوي ساختمان پزشكان قرار مي&amp;zwnj;گيريد و تابلوها را نگاه مي&amp;zwnj;كنيد، قطعات بدن را تكه تكه كرده&amp;zwnj;اند، و متخصصان قلب، مغز، مو، پوست، گوش و حلق و بيني و ... نام خود را بر روي هر يك از تابلوها نوشته&amp;zwnj;اند اما اثري از نام متخصص فطرت و نفس انسان در آن تابلوها ديده نمي&amp;zwnj;شود.وي خاطرنشان كرد: قرار نيست استانداردهاي سازمان بهداشت جهان&amp;laquo;WHO&amp;raquo; انسان طراز قرآن را با آن چه كه حضرت ابراهيم تحت عنوان قلب سليم فرمود سامان دهد. فرق شما با آن فرد ملحد و مشرك كه جسد را درمان مي&amp;zwnj;كند و مبناي كارش بيوشيمي است در چيست و اين چه راهي است كه فطرت در آن ديده نمي&amp;zwnj;شود؟رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال بيان كرد: حكيم يا طبيبي كه در گذشته وجود داشت، روح و جسم را توامان درمان مي&amp;zwnj;كرد.عباسي، اظهار داشت: در دنياي امروز مبناي پديده&amp;zwnj;ها و شكل&amp;zwnj;گيري همه چيز ماده است، آيا در وزارت بهداشت و در دانشگاه علوم پزشكي الف، ب، ج و غيره چيزي غير از آن وجود دارد؟ ما هم انسان را از بعد مادي آن در نظر گرفته&amp;zwnj;ايم و به تمام ابعاد انسان به چشم مادي نگاه مي&amp;zwnj;كنيم. آيا اين چيزي غير از ماترياليسم است؟وي افزود: پس قدرت نرم يعني WHO كه توانسته است نظرياتش را بر قلب و ذهن من و شما حاكم كند و ما را به تسخير خود دربياورد.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال بيان كرد: در استعمار كلاسيك سرزمين&amp;zwnj;ها را به تسخير درمي&amp;zwnj;آوردند و دولت بلاواسطه تشكيل مي&amp;zwnj;دادند. در استعمار نو، به جاي اين كه خود مستقيماً دولت تشكيل دهند، حكومتي به نيابت از خود، تشكيل مي&amp;zwnj;دادند و به اصطلاح با قدرت نيمه&amp;zwnj;سخت و از طريق تسخير دولت و بازارهاي اقتصادي اهدافشان را عملي مي&amp;zwnj;كردند، مانند دولت پهلوي. اما در استعمار فرانو، سرزمين و بازار و دولت تسخير نمي&amp;zwnj;كنند، بلكه به&amp;zwnj;طور مستقيم بر قلب&amp;zwnj; و ذهن انسان&amp;zwnj;ها حكومت مي&amp;zwnj;شود.وي با اشاره به فيلم سربازان خدا كه سال گذشته در شبكه سي&amp;zwnj;ان&amp;zwnj;ان پخش شد،&amp;zwnj; اظهار داشت: اين فيلم در سه قسمت ساخته شده بود كه قسمت نخست مربوط به گروهي از يهوديان افراطي هبرون است.&amp;nbsp;رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال ادامه داد: قسمت دوم مربوط به خانمي مسيحي است كه به علت تعليم و و تربيت بر مبناي داروينيسم در مدارس آمريكا به فرزندان خود اجازه رفتن به مدرسه نمي&amp;zwnj;دهد، و آنها را در خانه آموزش مي&amp;zwnj;دهد. و در قسمت سوم مربوط به خانم عرب تباري است كه در آمريكا زندگي مي&amp;zwnj;كند و به خاطر داشتن حجاب، سرباز خدا معرفي مي&amp;zwnj;شود.عباسي، خاطرنشان كرد: آن خانم مسيحي فرزندان خود را به خاطر تفكر داروينيستي از رفتن به مدرسه منع مي&amp;zwnj;كند و خودش فرزندانش را در منزل آموزش مي&amp;zwnj;دهد و از اين رو &amp;laquo;سرباز خدا&amp;raquo; ناميده مي&amp;zwnj;شود. اما در ايران بهترين بچه&amp;zwnj;هاي ما بعد از پايان دوره راهنمايي در رشته&amp;zwnj;اي به نام علوم تجربي تحصيل مي&amp;zwnj;كنند و سپس با محصلان علوم تجربي، تشكيلات عظيمي به نام وزارت بهداشت و درمان به&amp;zwnj;وجود مي&amp;zwnj;آيد. و آن&amp;zwnj;گاه پرسش مي&amp;zwnj;شود كه چرا انگاره&amp;zwnj;هاي ما ديني نيست.وي افزود: اگر دانشجويان ما داراي فرهنگ و تربيت ديني هستند ربطي به دانشگاه و مدرسه ندارد، بلكه به خاطر لقمه&amp;zwnj;ي حلال و شير پاكي است كه در دوران طفوليت خورده&amp;zwnj;اند.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال اظهار داشت: پس ولايت طاغوت شيطاني كه عجيب و غريب باشد، نيست. بلكه مي&amp;zwnj;تواند ولايت يك تئوري، ولايت يك فرد يا هزاران پديده&amp;zwnj;ي ديگر باشد و انسان بدون اين كه بداند، بسياري از مسائلي را قبول دارد، كه از بنيان زير سوال هستند، مانند داروينيسم.عباسي گفت: البته نبايد نااميد بود، زيرا برخي از دانشجويان دانشگاه&amp;zwnj;هاي علوم پزشكي در حال بررسي سلامت تن با انگاره&amp;zwnj;هاي سلامت نفس و روح و جسم توأمان هستند، و استادان دلسوزي، به دنبال حل اين قضايا هستند.وي بيان كرد: دومين انگاره&amp;zwnj;ايي كه از صدها گزاره در علوم استراتژيك مي&amp;zwnj;توان از آن بحث كرد انگاره&amp;zwnj;ي &amp;laquo;كنش نامتقارن&amp;raquo; است. در دكترين اقدام نامتقارن. با يك زمين بازي تعريف مي&amp;zwnj;شود و روش&amp;zwnj;هاي اقدام با تقارن مثبت و يا تقارن منفي ساماندهي مي&amp;zwnj;شوند.رئيس مركز بررسي&amp;zwnj;هاي دكترينال گفت: در اين انگاره، ابتدا بايد زمين را خود تعريف نمود، و آن&amp;zwnj;گاه مرز خود را با دشمن معين كرد. سپس نوبت طراحي قواعد بازي است، كه بايد مشخص شود انسان با قواعد چه كسي در زمين خود و يا در زمين حريف بازي مي&amp;zwnj;كند.عباسي ادامه داد: افراد و جوامعي موفق&amp;zwnj;اند كه موقعيت خود را مشخص مي&amp;zwnj;كنند، نخست اينكه در زمين خود با قواعد خود بازي &amp;zwnj;كنند، كه به آن &amp;laquo;اقدام متقارن مثبت&amp;raquo; گفته مي&amp;zwnj;شود، دوم اين&amp;zwnj;كه در زمين دشمن نيز با قواعد خود بازي كنند كه &amp;laquo;اقدام نامتقارن مثبت&amp;raquo; خوانده مي&amp;zwnj;شود.وي بيان كرد: اگر كسي در زمين دشمن با قواعد دشمن بازي كرد يعني &amp;laquo;اقدام متقارن منفي&amp;raquo; و در زمين خود نيز با قواعد دشمن بازي كرد، يعني &amp;laquo;اقدام نامتقارن منفي&amp;raquo; كه در اين صورت فاجعه&amp;zwnj;اي بزرگ رخ داده است و مصداق خطبه 27 نهج&amp;zwnj;البلاغه اميرالمؤمنين مي&amp;zwnj;شود كه مي&amp;zwnj;فرمايد: &amp;quot;ذليل و خوار نشد مگر كسي كه در خانه&amp;zwnj;ي خود با دشمن مبارزه كرد&amp;quot;.</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/303787/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/303787/</guid>
</item>

<item>
<title>سربازی</title>
<description>دکتر حسن عباسی در مصاحبه با نشریه حوراء (دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، وابسته به مركز مديريت حوزه علميه خواهران)، دلایل تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاهها و کارآمد نبودن سیستم فعلی سربازی را برشمرده و ضمن بررسي مقايسه اي وضعيت تحصيلي و اجتماعي دو پسر و دختر جوان، نسبت به تبعات تداوم اين وضعيت تا 15 سال آينده، هشدار داده است.&amp;nbsp;خلاصه ای از اين گفتگو در ادامه آمده است:&amp;nbsp;1ـ کهنه بودن سیستم سربازیسربازگیری حدود 70 سال قدمت دارد ومربوط به دوره ای خاص اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران است. عصر فئودالیسم و عبور به سوی شبه بورژوازی پهلوی، شاید می توانست توجیه گر نظام سربازگیری اجبای باشد؛ اما تکامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی امروز ایران و جهان، چنین سیستمی را ناکارآمد کرده است.&amp;nbsp;2ـ طی نیم قرن، هرگاه جوانی از محیط روستایی یا شهری به عنوان سرباز به درون پادگانی می رفت، محیط نیروهای مسلح جذابیت زیادی می توانست داشته باشد زیرا سرباز در آنجا غیر از مشق نظامی، درس زندگی می آموخت که برای پس از پایان خدمت سربازی او نیز مؤثر بود. تحولات فرهنگی و اجتماعی به گونه ای رقم خورده است که به ندرت می توان پذیرفت که یک جوان امروزی برابر هزینه بهترین سالهای عمرش، از محیط سربازخانه و پادگان چیز مطلوبی دست اورا بگیرد که برای پس از پایان خدمت سربازی مؤثر باشد. در واقع سرباز دیروز با دست تهی می آمد و هنگامی که می رفت، با یک شخصیت شکل گرفته در سربازی از پادگان می رفت؛ اما امروز یک جوان سرباز، عموما با شخصیت شکل گرفته تحت تاثیر خانواده، مدرسه، رسانه، دانشگاه، ورزشگاه، اینترنت و... وارد نیروهای مسلح می شود و جایی برای شکل دهی به شخصیت باقی نمی ماند. از این حیث، زندگی خدمت وظیفه عمومی الهام بخش جوان امروزی نیست.&amp;nbsp;3ـ در حوزه نظامی، جنس تهدید کاملا تغییر کرده است. جنگ نفت میان عراق و آمریکا برسر اشغال کویت در سال 1369، پس از جنگ سلطه در اشغال عراق از سوی بلوک آنگلوصهیون به رهبری آمریکا در سال 1382 و همچنین منازعه حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی در تابستان 1385، نشان داد که عصر استفاده از سرباز عمومی و غیر متخصص و اجباری گذشته است. عصر جنگ های سایبرنتیک، تهدیدهای نرم و نیمه سخت و سخت، منازعات پرشتاب و پرشدت، عمیقا محتاج نیروهای مسلح حرفه ایست.&amp;nbsp;4ـ ناکارآمدی بهره گیری از سرباز در منازعات امروز و آینده برکسی پوشیده نیست. اما از آن تاسف بار تر اینکه عمده ای از جوانان در خدمت سربازی، در مشاغل دفاعی و رزمی یا پشتیبانی خدمت نمی کنند، بلکه درگیر مشاغل خدماتی می شوند که به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست. از حیث فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اصلا مقرون به صرفه نیست که دوسال از بهترین مقاطع عمر یک جوان در آبدارخانه، آشپزخانه، انبار، تعمیرگاه و ... پادگانها صرف شود. خسارت منابع انسانی عمومی در این خصوص غیر قابل برآورد است؛ به ویژه عقب ماندگی گسترده فرد در زندگی آتی خود.&amp;nbsp;5ـ کشوری که 10 میلیون بسیجی و نیروی داوطلب دارد، چگونه در یک موازی کاری آشکار، در یک موضع، دوگروه عمده منابع انسانی خود را هزینه می کند. در هر منازعه نظامی آینده، اگر تنها یک میلیون بسیجی در صحنه حاضر شود، براحتی می توان تهدیدی در حد تهدید متعارف &amp;laquo;ناتو&amp;raquo; را خنثی کرد.&amp;nbsp;ملاحظه می نمایید که با گزاره هایی که در بالا برشمرده شد، هزینه ملی آنچه خدمت وظیفه عمومی نامیده می شود نسبت به فوائدش تا چه اندازه زیاد است.&amp;nbsp;اما تبعات اجتماعی آن چیست؟&amp;nbsp;یک جفت جوان دختر و پسر را در سال آخر دبیرستان درنظر بگیرید:دختر جوان فقط دغدغه کنکور دارد. پس از قبولی، وارد دانشگاه می شود. نقش اجتماعی او نقش انفعالی و انتظار است؛ یعنی از این پس منظر می ماند که آن جوان پسر به خواستگاری او بیاید تا زندگی، شکل جدیدی به خود بگیرد.اما پسر جوان، با نگرانی از اینکه اگر در کنکور قبول نشود باید به سربازی برود در جلسه امتحانات پیش دانشگاهی و کنکور شرکت می کند و عموما یک واحد درسی را نگه می دارد که اگر در دانشگاه قبول نشد بابت آن به سربازی نرود؛ این اقدام یعنی تعلیق زندگی به مدت یک سال؛ اگر هرسال فقط دویست هزار جوان چنین تعلیق یک ساله ای را به خود تحمیل کنند، می شود حدود دویست هزار سال هدر رفته. این پسر جوان که به دلیل نقش کنش گری و فعال اجتماعی خود در امر پیش قدمی برای تشکیل خانواده، همواره یک نگرانی برای آماده شدن جهت این ماراتن چهار وجهی &amp;laquo;خدمت سربازی، ادامه تحصیل در دانشگاه، اشتغال و در نهایت تشکیل خانواده &amp;raquo; را دارد، پس از سربازی، به سختی در دانشگاه دوردستی قبول شده و سخت تر از آن یک شغل پیدا می کند؛ تا طی کردن این پروسه از سوی جوان پسر، دختر جوان تحصیلات خود را پایان داده و اشتغال پیدا کرده و دیگر &amp;laquo;همکفو&amp;raquo; آن پسر جوان محسوب نمی شود.&amp;nbsp;در نتیجه آن پسر جوان به سراغ دختری از موج بعدی جوانان می رود و نتیجه آن، پیدایش نسل سوخته از دختران با تحصیلات دانشگاهی است که به مرور، سن ازدواج آنها بالا رفته و بعضا امکان ازدواج نمی یابند. این مسأله در سال 1400 تبعات فرهنگی و اجتماعی عمیقی بر منابع انسانی کشور خواهد گذاشت؛ لذا طی یک طرح کارشناسی یا باید قوانین و مقررات سربازی تغییر کند و تسهیل شود یا اینکه مثلا دختران هم به سربازی اعزام شوند و مشابه این گزاره ها، می تواند این برهم خوردن توازن جنسیتی در بخش های مختلف جامعه را تعدیل کند. (سایت رجانیوز)توضیحات: دربخش پایانی سخنان دکتر عباسی سربازی رفتن دختران به عنوان یک راهکار ارائه شده است اما درواقع سربازی ستمی است که بربخشی ازافراد جامعه یعنی پسران تحمیل میشود که تبعات جبران ناپذیرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم برتمام جامعه تاثیر منفی میگذارد درحقیقت تنها راه حل این است که این ستم رااز دوش تمام افراد جامعه برداریم نه اینکه این ظلم را درمورد بقیه نیز اعمال کنیم&amp;nbsp;منبع : http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&amp;amp;file=article&amp;amp;sid=4270</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/302467/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/302467/</guid>
</item>

<item>
<title> عروسک باربی</title>
<description>مقاله عروسک باربی از دکتر حسن عباسی به افشای سیاستهای ایالت متحده روی عروسک باربی و سوء استفاده ابزاری ایالت متحده از این عروسک میپردازد. در ادامه متن این مقاله را می خوانیم :&amp;nbsp;&amp;nbsp;پديده عروسك باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث &amp;laquo;الگو سازي&amp;raquo; است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo;&amp;nbsp;&amp;nbsp; كمپاني متل در سال 1945،  توسط زوج &amp;laquo;هندلر&amp;raquo; و &amp;laquo;مت&amp;raquo; در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;متل و &amp;laquo;ميكي ماوس&amp;raquo;&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمپاني متل در 1955،  براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;جهت گيري در عروسك سازي&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 1959،  به دليل علاقه دختر &amp;laquo;هندلر&amp;raquo; به عروسك هاي كاغذي،  اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني &amp;laquo;لي لي&amp;raquo; شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;عروسك &amp;laquo;لي لي&amp;raquo;&amp;nbsp;&amp;nbsp;عروسك &amp;laquo;لي لي&amp;raquo;، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني &amp;laquo;لي لي&amp;raquo; به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;تغيير نژاد&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo;، امتياز عروسك &amp;laquo;لي لي&amp;raquo; را از آلمان خريد، و پس از تغييراتي، صورت بندي نژادي آن را به نژاد &amp;laquo;آنگلوساكسون&amp;raquo; همانند كرد و به توليد انبوه آن در آمريكا اقدام نمود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;تولد باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;اين عروسك تغيير نژاد يافته ( به نژاد آمريكايي ـ انگليسي آنگوساكسون) باربي لقب گرفت. باربي، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپاني متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربي به قيمت سه دلار فروخته مي شد؛ اما اكنون هر عروسك باربي اصل ساخت كمپاني متل 4500 دلار قيمت دارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;از طراحي موشك ضد هوايي تا طراحي عروسك باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;طراح تغييرات &amp;laquo;باربي&amp;raquo; در آمريكا در كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo;، &amp;laquo;جك رايان&amp;raquo; است. وي قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمريكا) طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;شركت سهامي عام متل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 1960، شركت &amp;laquo;متل&amp;raquo;، سهام خود را به فروش رساند و به سهامي عام تبديل شد. از 1963 تا سال 1965، ثروت كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo; از 100 ميليون دلار به 500 ميليون دلار افزايش يافت.&amp;nbsp;&amp;nbsp;تولد كن ( دوست پسر باربي)&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 1961،  كمپاني&amp;laquo; متل&amp;raquo; عروسك &amp;laquo;كن&amp;raquo; را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس كمپاني متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;بعدها در سال 1963، عروسك &amp;laquo;ميچ&amp;raquo; و در سال 1965، عروسك اسكيپر به جمع &amp;laquo;كن&amp;raquo; و&amp;laquo; باربي&amp;raquo; پيوستند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;دوستان زرد و سياه باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 1968، كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo; براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا كه به باربي سياهان معروف شد، با نام &amp;laquo;كريستين&amp;raquo; توسط كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo; به بازار آمد. اين همه مسئله نبود؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990، &amp;laquo;كي يرا&amp;raquo; باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;گسترش فعاليت هاي كمپاني متل&amp;nbsp;&amp;nbsp;از 1965، سال كمپاني متل در راستاي تبليغ و ترويج باربي به ساخت و فروش اسباب بازي هاي جنبي و تكميلي آن پرداخت: اسباب بازي &amp;laquo;ببين و بگو&amp;raquo; در مهد كودك ها، خودروهاي مسابقه اي احتراقي، اسباب بازي هاي الكترونيكي، سرگرمي هاي ويدئوي خانگي، پازل ها و&amp;hellip;&amp;hellip;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اساسنامه كودكان&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 1978، متاثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، كمپاني متل با ديد بشر دوستانه!!؟ اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;متل كمپاني چند مليتي&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمپاني آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986، شركت &amp;laquo;هنگ كنگي اراكو&amp;raquo; را تاسيس كرد. در سال 1988 با كمپاني &amp;laquo;والت ديسني&amp;raquo; در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان، قرارداد همكاري منعقد نمود. همچنين در سال 1988، كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo; كل سهام شركت اسباب بازي سازي فرانسوي اس. اي را خريد و در سال 19898شركت &amp;laquo;كورجي تويز&amp;raquo; انگليسي را تاسيس كرد. با توجه به گسترش نفوذ باربي، كمپاني متل در 1991 شركت &amp;laquo;آويوا&amp;raquo;، توليد كننده اسباب بازي هاي ورزشي را تاسيس كرد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;از اين پس به ترتيب:&amp;nbsp;&amp;nbsp; - در 1992 تاسيس شركت هاي بين المللي از سوي متل.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال 1993 جذب مجموعه محصولات &amp;laquo;فيشر پرايز&amp;raquo; (توليد كننده اسباب بازي پيش دبستاني) به مجموعه متل.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال 1994، تاسيس شركت كرانسنكو براي توليد اسباب بازي هاي معروف باربي در انگليس، توسط متل.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال 1995، تدوين مقررات حقوقي توليد و توزيع عروسك هاي بزرگ كاپچ كيدز توسط متل.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال 1997، ادغام كمپاني اسباب بازي نايكو در متل.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در 1997 خط توليد باربي دست به ساخت و عرضه يك عروسك معلول سوار بر ويلچر به نام &amp;laquo;اسمايل&amp;raquo; كرد.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال 1998 خريداري كمپاني اسباب بازي سازي پرنده آبي از انگليس.&amp;nbsp;&amp;nbsp; ـ در سال1998 توليد دختر مطلوب آمريكايي در دو مجموعه اول( مجموعه اول دختران7-3 ساله و مجموعه دوم دختران 12-7 ساله) شامل سليقه هاـ علايق ـ الزامات و&amp;hellip;. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمپاني متل و هري پاتر&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 2000، كمپاني &amp;laquo;متل&amp;raquo; امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي &amp;laquo;هري پاتر&amp;raquo; شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازي هاي كامپيوتري ـ و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري كمپاني سينمايي وارنر) خريداري نمود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;معاهده جهاني تي. اچ. كيو&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 2001، كمپاني متل به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي اچ كيو براي گسترش و نشر بازي هاي آموزشي و نرم افزارهاي توليدي خود با توجه به ذخاير كمپاني متل شامل باربيـ هاتوي ـ دختر آمريكايي ـ مچ باكس و فشير پرايز، به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي. اچ. كيو وارد شد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;فيلم هاي باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;در سال 2001 عروسك &amp;laquo;باربي&amp;raquo; در اولين فيلم كامپيوتري خود به نام باربي در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهي فيلم كامپيوتري، انيميشن، فيلم سينمايي، و مستهجن سكس در مورد باربي توليد شده است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;دوباره سازي باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;در طي ساليان گذشته، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسيقي راك، ژيمناست، كارآگاه، افسر نيروي دريايي، افسر خلبان،  مهماندار هواپيما، دزد، گدا و&amp;hellip; كه اين شخصيت پردازي ها، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;باربي و سياست&amp;nbsp;&amp;nbsp;در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است. در طول انتخابات ايالتي و ملتي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام، گرانادا، پاناما و در انتهاي جنگ سرد، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت. تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي، براي نبرد ضد تروريسم اين بود: باربي ـ روح آمريكايي.&amp;nbsp;&amp;nbsp;باربي و تعليم و تربيت&amp;nbsp;&amp;nbsp;خانم &amp;laquo;روت هندلر&amp;raquo; همسر رئيس كمپاني متل دريافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد مي كند، به شخصيت سازي و تقليد از بزرگسالان در رفتار با عروسكهاي كاغذي مي پردازد، بنابراين طرح ايده ابداع عروسك واقعي (سه بعدي) به ذهن او خطور كرد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از ساخت باربي، تصميم بر اين شد تا مدل هاي گوناگوني از لباسها در اختيار كودكان قرار گيرد تا آنان بتوانند شخصيت دلخواه خود را در مدل هاي مختلف به باربي ببخشند. به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;كمر باريك و اندام كشيده باربي باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و ساير كشورها براي اينكه اندامشان شبيه باربي شود يا از الگوي باربي خيلي فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافي در سن رشد خود پرهيز كنند. لذا آمار حيرت آور سازمانهاي بهداشتي غرب از سوء تغذيه دختران غربي خبر مي دهد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;چون مطرح مي شد كه تركيب اندام باربي هيچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربيت دختران براي اينكه در سنين بزرگسالي هيچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسيار موثر بود. در دهه 90 ميلادي به دليل كاهش نرخ توليد مثل در غرب به ويژه در آمريكا، باربي براي تربيت دختران در آن زمينه وارد صحنه شد و در 1955 اين عروسك با يك جنين در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربي به دست خود، اشتياق مادر شدن بيابند. امروزه اسكيپر كه خواهر كوچك باربي محسوب مي شود، بخشي از پاسخ به درخواست سياست گذاران فرهنگي براي بچه دار بودن باربي است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;نگاهي به تحول لباسها و شخصيت باربي، بيانگر آن تحول اجتماعي است كه باربي در آن آفريده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربي در هيكل يك دختر جوان حقيقي، براي مقاصد مستهجن در فروشگاه هاي غربي خريد و فروش مي شود. تعداد زيادي از هنرپيشه ها و خوانندگان زن غربي با صرف هزينه هاي زياد اندام و چهره خود را همچون باربي مي سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربي بر روي تمام وسايل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحرير، لوازم بهداشتي و آرايشي، پوشاك، اسباب بازي، لوازم تزئيني و&amp;hellip; حك شده است و حتي خوردني هاي فانتزي كودكان مانند آدامس و شكلات نيز از حضور باربي بي نصيب نيستند. چه اينكه دخترها در سراسر جهان بايستي حضور مدل و الگوي غربي خود( باربي) را همواره در پيرامون خود حس كنند. مادران غربي مي پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه بايد بالغ مي شوند؟ دليل اين بلوغ زودرس جنسي دختران ما در چيست؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;استراتژي فرهنگي آمريكا و باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;از آنجا كه بيان دكترين فرهنگي آمريكا بر اومانيسم (بشر مداري به جاي خدا محوري)، ليبراليسم(اباحي گر)، سكولاريسم(عرفي انديشي و دنيا گرايي) و هدونيسم (لذت محوري) است، طبيعي است كه سياستمداران و استراتژيست هاي فرهنگي آمريكا تلاش نمايند تا از طريق شيوه و راهكارهاي مختلف، بنيان فرهنگي خود را تقويت، و آن را در آمريكا و در سراسر جهان بسط و تسري دهند. يكي از اين شيوه ها، تربيت دختران آمريكا و سراسر جهان با گزاره هاي فرهنگ آمريكايي است. لذا به عنوان بهترين و كارآمدترين راه، اگر دختران ساير ملت ها با &amp;laquo;ارزش&amp;raquo; هاي آمريكايي تربيت شوند، اين دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار مي شوند، لذا مبتني بر ارزش هاي آمريكايي، جامعه شان را اداره مي كنند و اين مهمترين كاركرد تهاجمي يك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، ديگر ممالك را با ارزش هاي خود بپرورانند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;اينگونه است كه باربي در استراتژي فرهنگي آمريكا واجد بالاترين تأثيرها و ارزش گذاري هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگي عروسك باربي، مهمترين اقدام در گام نخست تبيين مخاطرات تربيتي و فرهنگي اين عروسك است. لذا هشدار بصيرت بخش در صدر اين اقدامات است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;مكانيزم تربيتي عروسك باربي&amp;nbsp;&amp;nbsp;عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر مايحتاج و ملزومات ضروري كودكان و نوجوان از قبيل لوازم التحرير، كيف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسايل شخصي و&amp;hellip; كه به بيش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و خود را به آنان تحميل و موجب خريد عروسك مي گردد. خريداران باربي با خريد يك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسايل مكمل آن را از قبيل لباس خواب، وسايل حمام، مايوي شنا، لباس مهيماني، وسايل آرايش و&amp;hellip; را كه همه ساله در چندين نوبت نيز تغيير مد داده، بازسازي و توليد مي شوند را تهيه و همواره آن را به روز نمايند. بديهي است مدل لباس باربي و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه مي شود، مدل لباس و ساير وسايل مورد نياز دختران و زنان قرار گرفته و بدين صورت دختران مأنوس با اين عروسك با سليقه باربي ( يا به قول دقيقتر با سليقه و خواست يك زن آمريكايي) بزرگ شده و در زماني كه به سن انتخاب مي رسند، دقيقاً داراي سليقه اي همانند باربي (يا يك زن آمريكايي) مي باشند. بنابراين هر آنچه در تمدن غرب براي انحطاط بشر توليد و عرضه مي شود، قبلاً ذائقه و احساس نياز به آن را با هزينه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پديده &amp;laquo;باربي بيس&amp;raquo; يكي از نمودهاي عيني در داخل كشور است كه متخصصان تربيتي و تغذيه داخلي با نگراني فراوان از طريق رسانه هاي جمعي در جستجوي راه حلي براي آن و اطلاع رساني به خانواده هاي ايراني براي پيشگيري و جلوگيري از گسترش آن هستند؛ در شرايطي كه در صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي صبح و عصر آگهي هاي بسيار فريبنده اي با عبارات اغفال كننداي دختران اين مرز و بوم را با وعده و وعيد فراوان به باربي شدن دعوت مي نمايند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;نبايد فراموش كرد كه تا اين لحظه، هيچ كشور و ملتي نتوانسته است در برابر باربي، رقيبي ماندگار و جدي بتراشد و در اين عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله &amp;laquo;عروسك سندي&amp;raquo; در انگليس مي باشد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;باشد كه عروسك هاي ملي &amp;ldquo;سارا&amp;ldquo; و &amp;ldquo;دارا&amp;ldquo; كه از نژاد آريايي و داراي فرهنگي ايراني ـ اسلامي مي باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتي سنگين و نفس گير، باربي را در رزمگاه تربيتي دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/302466/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/302466/</guid>
</item>

<item>
<title>غرب شناسی عمومی - بخش اول</title>
<description>مقدمه :امروزه با توجه به تمرکز قدرت های علمی فرهنگی و نظامی در غرب و با نظر به تهاجم فرهنگی بی سابقه ی غرب و به دلیل ضعف های  موجود&amp;nbsp;در دستگاه های آموزشی کشورنیاز به شناخت غرب بیشتر از هر زمان دیگری احساس می شود. به همین علل و به علت های دیگر نیاز دیدیم تا نوجوانان عزیز که عمده مخاطبان این نشریه را تشکیل می دهند با یک دوره غرب شناسی عمومی آشنا شوند. لازم به ذکر است که  مهمترین منبع برای نوشتن این سری مقالات  کلاس های  آموزشی دکتر حسن عباسی با همین نام است.&amp;nbsp;     ما بررسی های خود را در چهار حوزه ی عمده انجام می دهیم : تاریخی و تمدنی- فلسفی-  جامعه شناختی و علوم استراتژیک. روند مطالعاتی ما یک روند تاریخی خواهد بود یعنی از ادوار ما قبل تاریخ شروع کرده و به بررسی مسائل پیرامون ما در زمان حال می رسیم (البته توجه داشته باشید که ریشه و منشا خیلی از مسائل امروز را باید در آن زمان ها بررسی کرد).باید توجه داشت که از بعد ماهیتی  (ماهیت: چیستی) , غرب در طول تاریخ به هشت دوران عمده تقسیم می شود : عصر خرافه گرایی (شمن گرایی) ,   عصر استوره گرایی (میتولوژیسم) , عصر طبیعت گرایی (ناتورالیسم) , عصر خرد گرایی اولیه (راسیونالیسم اولیه) , عصر دین گرایی , عصر خرد گرایی ثانویه (راسیونالیسم ثانویه) , عصر اصالت تجربه (پوزیتیویسم) ,  وعصر  حس گرایی (امپریسم) . بررسی های عمده ی ما هم در ابعاد ماهیتی شامل این هشت مورد خواهد شد.دربعد , تمدنی غرب به دوازده دوره ی عمده تقسیم می شود: قبل هلنی , هلنی , رومی ,  محوریت کلیسا , رنسانس , اصلاح دینی , روشنگری , انقلاب صنعتی , استعمار سنتی  , استعمار نوین , دهکده ی جهانی (تکنو ترونیک) و یک پارچه سازی. که بررسی این موارد هم طبق همان روند تاریخی انجام خواهد شد.در پایان ذکر دونکته به نظر لازم است :&amp;nbsp;1- دوستان گرامی در نگاهشان به جهان این نکته را در نظر داشته باشند که بخش غربی کره ی زمین عقلگراتر (عقل را در اینجا صرفا بیان کننده ی حقایق  فرض نکنید بلکه بیان کننده ی ظاهر پدیده ها بدانید) , بخش شرقی روحگراتر و بخش مرکزی که حوزه ی ظهور پیامبران بزرگ است متعادل تر است.&amp;nbsp;2- در  بررسی های اولیه ی ما اصولا چیزی به نام آمریکا موضوعیت ندارد و ساکنان قدیمی این قاره درواقع روحگرا بوده اند و اساسا غرب مورد نظر اروپاست(امریکا تقریبا 350 سال قدمت دارد).  &amp;nbsp;عصر خرافه گرایی (شمن گرایی) :در این عصر که جزو ادوار تمدنی ماقبل هلنی به شمار می آید,  نماد قدرت جادوگرانند و نوع نگاه به پدیده ها اساسا نگاه علمی نبوده و مبتنی بر خرافات است .جالب است بدانید که تاریخ مکتوب غرب تقریبا 2900 سال است (به دورانی که نوشته های مکتوبی از آن در دست نیست دوران ماقبل تاریخ اطلاق می شود) , پس در رابطه با این دوران که مورد بررسی ماست (عصر خرافه) دانسته های ما اندک و مبتنی بر آثار نسبتا معدودی است.در آن دوران در غرب پرستش ماه و خورشید و آلات تناسلی رواج زیادی داشته (در دوران رومیان و یونانیان هم اینگونه نگاه به آلات تناسلی رواج داشته به صورتی که در روم باستان تصویر آلات تناسلی انسان ها را نگهداری می کردند و یونانیان مجسمه هایی از آن ها داشتند).از دیگر مکاتب این دوران می توان به توتمیسم اشاره کرد(نام توتمیسم از سرخپوستان گرفته شده و قدیم در غرب این نام موجود نبوده است).در این مکتب  اعتقاد داشتند که روح انسان در درخت ها و یا بدن جانوران است. جالب است بدانید که بخشی از این مکتب هم باعث رواج آدمخواری شد.&amp;nbsp;از جمله آثار توتمیسم در جهان امروز می توان به نماد ها ی برخی گره ها در غرب اشاره کرد برای مثال نماد دمکراتهای آمریکا الاغ است , نماد جمهوری خواهان فیل  ,شیر نماد وزارت جنگ انگلیس , عقاب نماد آلمان و ... .نانسی ریگان , همسر و مشاور رئیس جمهور پیشین ایالات متحده بعد از مشکلاتی که برای شخص ریگان و دولت او پیش آمد از رمال های بزرگ آمریکایی دعوت کرد تا جمع شوند و برای حل مشکلات اقدام کنند. این خود اتفاق بسیار جالبی است که بیانگر عمق تاثیر این  دوران در جهان امروز است.&amp;nbsp;دوستان می توانند بیانات,   نظرات , پیشنهادات و انتقادات خود را از طریق پست الکتونیکی زیر در میان بگذارند :Hemad.ir@gmail.comبه قلم : حماد محقق اردبیلی</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/254851/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/254851/</guid>
</item>

<item>
<title>تحليلي بر ماهواره چند منظوره سفيراميد</title>
<description>بسم الله الرحمن الرحيمدر شامگاه دوشنبه ۱۴بهمن ۸۷ خبر پرتاب دومین  ماهواره بر سفیر با حمل نخستین ماهواره امید جهان رسانه اي را به لرزه در آورد. اين موفقيت در حال بود كه  نام مبارک امام عصر(عج) در مدار زمين طنين انداز شد.موشكي و نظامي به نوبه خود دستيابي جمهوري اسلامي ايران به تكنولوژي ساخت ماهواره ها و ورود مقتدرانه به فضا را به ملت غيرتمند ايران و مستضعفان دنيا تبريك عرض مي نمايد.ماهواره ملی امید که بوسیله ماهواره بر &amp;quot; سفیر ۲ &amp;quot; به صورت کاملا بومی در کشور ساخته شده است و در مدار زمین قرار گرفت ُ از نوع ماهواره های سبک می باشد . این ماهواره با هدف برقراری ارتباطات متقابل ماهواره و ایستگاه زمینی ُ تعیین مشخصات مداری و تله متری مشخصات زیر سامانه ها ، در مدار زمین قرار داده شده است. ماهواره امید هر ۲۴ ساعت ۱۵ بار به درور زمین می چرخد و در هر دور ، دو بار به وسیله ایستگاههای زمینی دور سنجی و برد سنجی کنترل و هدایت می شود.ماهواره ملی امید با دو باند فرکانسی و هشت آنتن ُ اطلاعاتی به زمین ارسال و از زمین دریافت می کند. ماهواره بر سفیر ۲ نیز به عنوان یک پرتاب گر دقیق و هدایت پذیر قادر است ماهواره های سبک را تا ما وراء جو پرتاب و در مدار پیش بینی شده قرار دهد. کلیه قطعات و اجزاء این ماهواره بر از جمله موتور آن که از تکنولوژی بالایی برخوردار است ، تماما توسط متخصصان صنایع هوافضای کشور طراحی و تولید شده است.با پرتاب اين ماهواره جمهوري اسلامي ايران در زمره ۸ كشور دارنده تكنولوژي ساخت ماهواره قرار گرفت.&amp;nbsp;&amp;nbsp;دستور پرتاب ماهواره اميد به فضا توسط رييس جمهورThe satellite called Omid (Hope) was launched early on Tuesday after Iranian President Mahmoud Ahmadinejad gave the order to proceed.&amp;nbsp;Omid was sent into space by the Iranian-produced satellite carrier Safir 2 (Ambassador-2) rocket, which is an upgraded model of carrier Safir 1.&amp;nbsp;Equipped with two frequency bands and eight antennae, Omid will transmit information to and from earth while orbiting the planet 15 times per day.&amp;nbsp;The lightweight telecommunications satellite is equipped with remote sensing, satellite telemetry and geographic information system technology as well as remote and ground station data processing.&amp;nbsp;Omid is a research satellite that has been designed for gathering information and testing equipment. After orbiting for one to three months, Omid will return to earth.&amp;nbsp;Omid carries experimental satellite control devices, communications equipment and power supply systems to a distance of 250 to 350 kilometers from the earth's atmosphere.&amp;nbsp;The launch of Omid comes amid celebrations of the 30th anniversary of victory of the 1979 Islamic Revolution.&amp;nbsp;Iranian President Mahmoud Ahmadinejad in a message congratulated the nation on the new aerospace achievement and emphasized, &amp;quot;Dear people of Iran, your children have sent Iran's first domestic satellite into orbit... May this be a step toward... justice and peace.&amp;quot;&amp;nbsp;&amp;quot;Iran's official presence in space has been added to the pages of history,&amp;quot; Ahmadinejad said, press tv reported.&amp;nbsp;Omid is the third Iranian-made satellite to be sent into space. In 2005, Iran launched its first commercial satellite on a Russian rocket in a joint project with Moscow. Iranian officials first started developing the satellite, which weighs 27 kilograms (60 pounds), in 2006.&amp;nbsp;Iran has said it wants to put its own satellites into orbit to monitor natural disasters in the earthquake-prone nation and improve its telecommunications.&amp;nbsp;Iran hopes to launch three more satellites by 2010, the government has said.&amp;nbsp;Tehran also has an ambitious plan for sending its first astronaut into space in ten years from now.&amp;nbsp;مشخصات :&amp;nbsp;نام محصول : ماهواره تحقيقاتي اميدماموريت :تعیین مشخصات مداری و تله متری برقراری ارتباطات متقابل ماهواره و ایستگاه زمینی&amp;nbsp;قابليت :  ۱۵ بار چرخش به دور زمين در ۲۴ ساعتمدت ماموريت : يك تا سه ماهنوع : آزمايشيطول : ۲۵ مترتجهيزات : دو باند فرکانسی و هشت آنتن ُ اطلاعاتیكشور سازنده : جمهوري اسلمي ايران&amp;nbsp;سازنده : سازمان صنايع هوافضا&amp;nbsp;منبع:http://jovshan.blogfa.com</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/178458/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/178458/</guid>
</item>

<item>
<title>بسم الله الرحمن الرحيم </title>
<description>و اينك نسل جديدي از سری موشكهاي زمين پايه ي بالستيك&amp;nbsp;موشك زمین به زمین&amp;nbsp;سجيلساخت صنايع دفاع&amp;nbsp;ساعاتي پس از آزمايش سجيل &amp;quot;اوزي روبين&amp;quot; مديرسالهاي اخير سازمان دفاعي موشك هاي بالستيك اسرائيل در مصاحبه اي گفت: اين موشك كاملا جديد است. برخلاف ديگر موشك&amp;zwnj;هاي ايراني، موشك سجيل به فناوري موشكي هيچكدام از موشك&amp;zwnj;هاي كره&amp;zwnj;شمالي، روسيه، چين، يا پاكستان هيچ شباهتي ندارد. اين موشك نشان دهنده جهشي قابل ملاحظه در توانمندي&amp;zwnj;هاي موشكي ايران است.او گفت : صرفنظر از موفقيت اين آزمايش، اين موشك ايران را در قلمرو كشورهاي دارنده موشك&amp;zwnj;هاي چند مرحله&amp;zwnj;اي قرار داد كه اين به معني آن است كه آنها در راه دسترسي به توانمندي&amp;zwnj;هاي موشك هاي  بالستيك قاره&amp;zwnj;پيما هستند. شبكه تلويزيوني العالم نيز گزارش داد كه موشك جديد ايران از سوخت جامد مركب استفاده مي&amp;zwnj;كند و بر خلاف موشك شهاب 3 كه فقط به صورت عمودي پرتاب مي&amp;zwnj;شود، سجيل مي&amp;zwnj;تواند در &amp;quot;زواياي مختلف&amp;quot; شليك شود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;موشك سجيل به عنوان يك موشك چند مرحله اي با قابليت پرتاب از زواياي مختلف ، صنايع موشكي كشور را در مرحله جديد ي قرار داده است. اين موشك دومرحله اي داراي دو موتور سوخت جامد مركب بوده  و از قابليت هاي مطلوبي برخوردار است. از ويژگي هاي اين موشك مي توان به  سيستم پرتاب آن، و  سرعت بالابراي استقرار، پرتاب و خروج از محل پرتاب ذكر كرد. تمامي مراحل طراحي و ساخت موشك سجيل و سكوي پرتاب آن به دست متخصصان وزارت دفاع صورت گرفته است. بايستي گفت ، كه انجام اين آزمايش موشكي در چارچوب دكترين و راهبرد بازدارندگي دفاعي و فعاليت هاي متعارف موشكي جمهوري اسلامي ايران و صرفا با اهداف دفاعي صورت گرفته است. سرعت بالادر عملياتي شدن اين موشك را به عنوان ديگر خصلت سجيل مي توان ذكر كرد. اين موشك در زمان بسيار كوتاهي آماده شده و لانچر آن نيز مي تواند بلافاصله پس از پرتاب آن، با سرعت منطقه شليك را ترك كند.&amp;nbsp; موسسه مطالعات دفاعي جينز در خبري نوشت : تصاويري كه از تلويزيون ايران پخش شد آشكارا يك موشك دو مرحله&amp;zwnj;اي با يك سيستم هدايت&amp;zwnj;گر در مرحله دوم و يك سيستم كلاهكي ورود مجدد به جو را كه خاص موشك&amp;zwnj;هاي شهاب &amp;zwnj;٣ است نشان داد. با اين حال به نظر مي&amp;zwnj;رسد قطر موشك سجيل از قطر&amp;zwnj;١/٢٥ متري شهاب بيشتر است . حال مطلبی كه بسيار آشكار می باشد ، اينست كه مانند اين نوع موشك نه در روسيه ، نه در كره شمالي و نه در هيچ كشور ديگري مشاهده نشده است .&amp;nbsp;موشك بالستيك زمين به زمين &amp;quot;سجيل&amp;quot;مشخصات فني:نام موشك :  سجيلنوع : ميان بردسيستم اجرا : دو مرحله&amp;zwnj;اي با يك سيستم هدايت&amp;zwnj;گر در مرحله دوم و يك سيستم كلاهكي ورود مجدد به جوزاويه پرتاب : از همه جهات&amp;nbsp;برد : 1990 كيلومتركشور سازنده : جمهوري اسلامي ايران                &amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع: jovshan.blogfa.comپیشنهدار میکنم سری به این وبلاگ بزنید</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/144834/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/144834/</guid>
</item>

<item>
<title>سالشمار: آينده نگران كننده زمين</title>
<description>دورنماي بقاي سياره ما  با نزديك شدن22 آوريل ( روز زمين) امسال متروك و غمبارتر از آن است كه بتوان تصور نمود.  گرم شدن زمين بارها و بارها توسط دانشمندان و پيش از آن حتي توسط دولتها و رهبران صنعتي به عنوان يك واقعيت پذيرفته شده است . مطابق با يكي از گزارش هاي  اخير كه توسط گروه بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي  ارائه شده به احتمال قريب به يقين بيش از 90 درصد انسانها در اين تغييرات مشاركت و نقش دارند.گروهي از دانشمندان پيش بيني مي كنند ميانگين دماي جهان مي تواند تا سال 2100 ميلادي به ميزان 2 تا 11 درجه فارنهايت افزايش پيدا كند كه به تبع آن سطح اقيانوس ها تا 2 فوت بالاتر خواهد آمد.&amp;nbsp;دانشمندان حتي بر آنند كه ممكن است به موازات ساير تغييرات شاهد اندكي افزايش در سرعت چرخش زمين نيز باشيم. يخچالهاي طبيعي كه پيش از آن به گونه كاملاً محسوسي كاهش پيدا كرده اند  ناپديد خواهند شد.سيل هاي مهيب  مناطقي از زمين را كه دچار خشكسالي شده اند با آسيب شديد روبرو خواهد كرد.و انسانها با كمبود گسترده آب مواجه خواهند شد. قحطي و بيماري افزايش پيدا خواهد كرد.چهره زمين به سرعت تغيير خواهد كرد و بيش از  يك چهارم گياهان و جانوران در خطر انقراض قرار خواهند گرفت.وقتي تاريخ هاي مشخصي براي وقوع اين آسيبهاي بالقوه مطرح مي گردد با موضوع چالش بر انگيزي درگير خواهيم بود.اين زمانبندي بر اساس مطالعات اخير و نيز بر پايه گزارش هاي علمي گروه بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي (IPCC) تصوير بزرگي از جزئيات آينده زمين را در برابر ما ترسيم مي كند.  &amp;nbsp;&amp;nbsp;2007&amp;nbsp;در حال حاضر بيشتر جمعيت جهان  ساكن شهرها هستند تا مناطق روستايي و اين مسئله سبب تغيير الگوي بهره برداري از زمين خواهد شد. جمعيت جهان بيش از 6.6 ميليارد نفر برآورد شده است.2008ماكزيمم ميزان استخراج نفت در جهان طبق برآورد يك فيزيكدان سوئدي طي سالهاي 2008 تا 2018 خواهد بود.سايرين بيان مي دارند كه اين نقطه بازگشت كه به &amp;ldquo;Hubbert&amp;rsquo;s Peak&amp;rdquo;  مشهور است قطعاً پس از سال 2020 اتفاق نخواهد افتاد. بار ديگر پيك جهاني توليد نفت به اين نقطه خواهد رسيد و توليد جهاني نفت ركود و كاهشي بازگشت ناپذير را آغاز خواهد نمود.  اين امكان وجود دارد كه بحران و انحطاط اقتصادي در جهان به وقوع بپيوندد.بر اثر كاهش توليد نفت جهان شاهد كمبود غذا و ستيز و تعارض ميان كشورها خواهد بود.2020&amp;nbsp;وقوع سيلهاي ناگهاني به طور باور نكردني سراسر اروپا را در بر خواهد گرفت. بر اثر كاهش بارندگي بازدهي محصولات كشاورزي در برخي از مناطق زمين به ميزان 50 درصد كاهش پيدا خواهد كرد .2030بيماري هاي مرتبط با اسهال به ميزان 5 درصد در مناطق فرودست و كم درآمد و بي بضاعت جهان افزايش پيدا خواهد كرد.در حدود 18 درصد از سواحل مرجاني در نتيجه تغييرات جوي و و ساير  عوامل ويرانگر محيطي نابود خواهند گرديد.&amp;nbsp;در برخي از آبهاي ساحلي آسيا به ميزان 30 درصد از مرجانها نابود خواهند شد.(IPCC)&amp;nbsp;جمعيت جهان به 8.3 ميليارد نفر خواهد رسيد.(U.S. Census Bureau)&amp;nbsp;گرماي زمين سبب آب شدن توده هاي يخ و سرازير شدن آن بر كوههاي استوايي در آفريقا خواهد شد.&amp;nbsp;(Richard Taylor, University College London, Geophysical Research Letters:)در  كشورهاي توسعه يافته جمعيت شهري در حدود دو برابر شده و بالغ بر 4 ميليارد نفر  خواهد شد.بيشتر تراكم جمعيتي  در مناطق سرزميني شهرها خواهد بود. جمعيت شهرها در كشورهاي توسعه يافته به ميزان بيش از 20درصد افزايش پيدا خواهد نمود&amp;nbsp;2040&amp;nbsp;درياي قطب شمال  در تابستان عاري از يخ شده و عمق يخهاي قطبي شديداً كاهش پيدا مي كند.ساير دانشمندان معتقدند كه اين منطقه دست كم تا سالهاي 2060 و 2105 تابستان قطبي را تجربه خواهد كرد.2050&amp;nbsp;كوههاي كوچك يخي آلپ به طور باور نكردني ناپديد خواهند شد. و كوه يخهاي بزرگتر  تا حد 30 الي 70 درصد كوچك خواهند شد. رولند سنر دانشمند استراليايي از دانشگاه اينزبراك مي گويد  اين يك تخمين و برآورد محافظه كارانه و در حالتي خوشبينانه است چرا كه اين احتمال وجود دارد يخهاي كوه آلپ حتي پيش از سال 2037 از ميان بروند.&amp;nbsp; در استراليا با قطع و يقين سالانه دست كم 3200 الي 5200 مرگ مرتبط با گرما به وقوع خواهد پيوست.كه شديدترين آسيب متوجه افراد بالاي سن 65 سال مي باشد.&amp;nbsp;500 تا 100 تن نيز سالانه در نيويورك بر اثر گرما جان خود را از دست خواهند داد.در انگلستان عكس اين قضيه اتفاق مي افتد.  و مرگ هاي مرتبط با سرما از اين ارقام پيشي خواهد گرفت.&amp;nbsp;جمعيت جهان به 9 ميليارد نفر بالغ خواهد شد. (U.S. Census Bureau)&amp;nbsp;محصولات كشاورزي در حاليكه تا حدود 30 درصد در مركز و جنوب آسيا كاهش يافته در شرق و آسياي جنوب شرقي به ميزان 20 درصد افزايش پيدا خواهد كرد. چنين تغييراتي در ساير مناطق نيز ممكن است روي دهد.تنوع گونه هاي زيستي در نقاطي با تهديد مواجه خواهد شد.يك چهارم از گياهان و حيوانات مهره دار ممكن است با خطر انقراض روبرو شوند.2070&amp;nbsp;با آب شدن يخهاي قطبي و افزايش سرزمينهايي كه تحت ﺗﺄثير خشكسالي قرار گرفته اند توليد برق نيروگاههاي موجود مولد كاهش خواهند يافت. بزرگترين آسيب متوجه اروپا خواهد بود در جايي كه انتظار مي رود به طور ميانگين با كاهش 6 درصدي مواجه گردد. و در اطراف مديترانه اين كاهش مي تواند به 50 درصد نيز برسد.&amp;nbsp;گرما و خشكي بيشتر سبب خشكسالي هاي مكرر و طولاني تر خواهد شد.  بعلاوه طولاني تر شدن فصول گرم خطر آتشسوزي و موج پياپي گرما را به خصوص در منطقه مديترانه افزايش خواهد داد .2080زماني كه بخش هايي از زمين در خشكسالي به سر مي برند ساير مناطق بر اثر سيل زير آب خواهند بود. دانشمندان پيشگويي مي كنند  زندگي  20 درصد از جمعيت جهان كه در اطراف رودخانه ها ساكنند با وقوع سيلاب ها تحت ﺗﺄثير قرار گرفته و در معرض خطر قرار خواهد گرفت.  به ميزان 100 ميليون نفر هر سال وقوع سيل در سواحل را تجربه خواهند كرد. اغلب خطرات گريبانگير مناطق پر جمعيتي خواهد شد كه كمتر مي توانند با افزايش سطح آب دريا هماهنگ شوند و همچنين در مناطقي رخ خواهد داد كه دستخوش چالشهاي ديگري نظير طوفانهاي گرمسيري شده اند. رشد بادكنكي جمعيت ساكن سواحل تا 5 ميليارد نفر در مقياس با 1.2 ميليارد نفر در سال 1990 درخور توجه است. در حدود 1.1 تا 3.2 ميليارد نفر كمبود آب را تجربه خواهند كرد و 600 ميليون نفر نيز گرسنه خواهند ماند.سطح آب دريا به ميزان بيش از سه فوت در اطراف نيويورك بالا خواهد آمد . سيل  به طور بالقوه راكاويز كني آيلند و بخش اعظم بروكلين جنوبي و كويينز و بخش كوچكي از لانگ آيلند سيتي  آستوريا را در بر خواهد گرفت.&amp;nbsp;ميدوز كرونا پارك كويينز و بخشهاي پايينتر منهتن و جزيره شرقي بندرگاه شمالي و پل و گذرگاههاي ورازانو زير آب رفته و تلفات عظيمي به بار خواهند آورد.&amp;nbsp;2085پيش بيني مي شود خطر شيوع تب استخواني بر اثر تغييرات آب و هوايي تا ابتلاي 3.5 ميليارد نفر گسترش پيدا كند.2100&amp;nbsp;دست به دست هم دادن گرمايش جهاني زمين و ساير عوامل دخيل  بسياري از اكوسيستمها را تحت فشار و محدوديت  قرار خواهد داد تا اين اكوسيستمها به منظور تطبيق و هماهنگي با تغييرات آب و هوايي توانايي هاي طبيعي خود را افزايش دهند.سطح دي اكسيد كربن در اتمسفر به بيشترين ميزان خود طي 650,000 سال گذشته خواهد رسيد.PH سطح اقيانوس ها بطور باور نكردني به كمتر از 0.5 خواهد رسيد. يعني به كمترين ميزان خود طي 20ميليون سال گذشته.&amp;nbsp;توانايي موجودات زنده دريايي و ارگانيسم هايي نظير مرجانها خرچنگها و صدف هاي دريايي خوراكي براي ايجاد پوسته محافظ دچار آسيب خواهد شد.آب شدن يخهاي دايمى زمين به همراه ساير عوامل زمين را به منبعي از انتشار كربن تبديل خواهد نمود. بدان معني كه  ميزان انتشار دي اكسيد كربن به اتمسفر به نسبت جذب آن به مراتب بيشتر خواهد بود.&amp;nbsp;اگر دماي جهاني توسط بخشهاي پيش از صنعت  2 تا 3 درجه افزايش پيدا كند تقريباً 20 الي 30 درصد از گونه هاي شناسايي شده در سال 2007 منقرض خواهند گرديد.مناطق آب و هوايي جديد كه در بيش از 39 درصد از سطح زمين گسترش پيدا خواهد نمود به سرعت چهره زمين را  تغير خواهد داد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;يك چهارم گونه هاي گياهي و جانوري زمين (بالغ بر ميليونها گونه) منقرض خواهند شد. گزارش هاي  IPCC نسبت به  بي حاصل بودن مذاكرات تغييرات آب و هوايي  كنوني و قابليت و زمينه اجرايي آن هشدار مي دهد .وقوع خشكسالي سطح رطوبت جنوب غربي امريكا و شمال مكزيك و محتملاً بخشهايي از اروپا آفريقا و خاورميانه را كاهش خواهد داد. و به دنبال آن شن هاي روان (درست مانند سال 1930 در امريكا) به راه خواهند افتاد.&amp;nbsp;2200&amp;nbsp;يكي از الگوهاي موجود  پيشگويي مي كند طول روز زميني به ميزان 0.12 ميلي ثانيه كوتاهتر خواهد شد. افزايش دما سبب گسترش اقيانوس از استوا تا دو قطب مي شود. يكي از دلايل اينكه آب از دو قطب جابجا مي شود گسترش اقيانوس آتلانتيك شمالي در نزديكي قطب شمال مي باشد.قطب شمال و جنوب نسبت به محور چرخش زمين به يكديگر نزديك خواهند شد و از اين رو سبب وقوع سرعت بيشتر گردش زمين مي شوند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;ترجمه: مهندس عرفان كسراييمنبع :LiveScienceنقل:هوپا</description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/130795/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/130795/</guid>
</item>

<item>
<title>انگاه كه فضا در زمان مي پيچد</title>
<description>در داستان هاي علمي تخيلي تاب خوردن فضا &amp;ndash; زمان يك موضوع پيش پا افتاده است و از آن براي سفر سريع به كهكشان هاي دور استفاده مي شود . اينكه سفر در زمان اغلب داستان هاي علمي تخيلي امروز واقعيت هستند و اين بخت و اقبال فضا &amp;ndash; زمان است .&amp;nbsp;به عقيده من فضا مي تواند خميده شود يا اينكه تاب بردارد . براي بيش از دو هزار سال اصل هاي هندسه ي اقليدسي بديهي بودند . حتي امروزه شما مي تواند قدرت آن را براي آموزش در مدارس مشاهده كنيد . از نتايج مهم و اساسي اين هندسه اين است كه مجموع زواياي داخلي مثلث را ١٨٠ درجه در نظر مي گيرد . گرچه امروز مردم به اين موضوع پي برده اند كه قدم هاي ديگر نيز در علم هندسه ممكن است .&amp;nbsp;براي مثال در سطح زمين نزديكترين چيز به يك خط صاف چيزي است كه آن دايره بزرگ مي خوانند . بين دو نقطه كوتاهترين مسير وجود دارد . بنابراين اين يك اصل است و آن جريان استفاده از خط است .&amp;nbsp;حال به مثلث سطح زين كه ستوا را مي سازد . خط صفر درجه در طول جغرافيايي در لندن و طول جغرافيايي در شرق كه ٩٠ درجه است و از بنگلادش مي گذرد . دو خط طول جغرافيايي در استوا در حالي كه زاويه قائم است با هم مواجه مي شوند . اين دو طول جغرافيايي همچنين در قطب شمال با هم ملاقات دارند در حالي كه زاويه ٩٠ درجه است . بنابراين مثلثي با سه زاويه قائم داريم كه مجموع زواياي داخلي آن ٢٧٠ درجه است و در اين حالت مجموع زواياي از ١٨٠ درجه بيشتر است . اين مثلث كه در هندسه اقليدس وجود دارد در صفحه صاف صدق مي كند .&amp;nbsp;يك خواسته براي مثلث ها وجود دارد كه مجموع زواياي آن را كمتر از ١٨٠ درجه جلوه مي دهد .&amp;nbsp;سطح زمين داراي دو بعد فضايي مي باشد كه شما مي توانيد در سطح زمين در دوبعد مذكور به صورت قائم به طرف يكديگر حركت كنيد . شما حتي اين امكان را داريد كه در چهار جهت اصلي يعني شمال ، جنوب ، شرق و غرب حركت كنيد البته بعد سومي هم در جهت قائم بر دو بعد وجود دارد كه آن هم همان بالا و پائين است . يعني در سطح زمين سه بعد فضايي وجود دارد . سومين بعد فضايي تخت است . يعني از هندسه اقليدسي تبعيت مي كند در مثلث آن مجموع زوايا ١٨٠درجه است . هرچند هر شخص مي تواند حركت در زمين دو بعدي را تصور كند . اما نمي تواند حركت در سومين بعد فضايي را تجربه كند يعني بعد بالا يا پائين . كساني كه هندسه اقليدسي پايبند بودند تمايل نداشتند ، براي زندگي در سطح زمين از بعد سوم اطلاعي حاصل كنند . فضا نيز براي اينكه خميده باشد تمايل دارد تا هندسه غير اقليدسي باشد . آنها تمايل داشتند زندگي دشوار باشد و در اين صورت فضا بايد دو بعدي مي بود .&amp;nbsp;بنابراين سه بعد براي حد اقل زندگي مناسب بود . اما فقط افراد معدودي مي توانستند فضاي سطح زمين را براي زندگي دو بعدي در نظر بگيرند . براي افراد قابل تصور بود كه در محيط زندگي شان سه بعد فضايي وجود دارند . اما در سطح كرات بعد ديگري نيز بود كه قابل روئت نبود . اگر سطح كره بزرگ باشد فضاي نزديك آن تخت است و قوانين هندسه اقليدسي در اين شرايط بسيار خوب هستند ، البته در فاصله هاي كم . اما ما اخطار كرده ايم كه هندسه اقليدسي در مسافت هاي زياد ناگهان از عرصه سقوط كرد .&amp;nbsp;براي تصوير اين موضوع يك تيم از نقاش ها را تصور كنيد كه رنگ هايي را به سطح يك توپ بزرگ اضافه مي كنند و به ضخامت لايه هاي رنگ افزوده مي شود و مساحت سطح نيز تمايل دارد افزايش يابد و به سمت بالا رود ، اگر سطح توپ مسطح بود فضا سه بعدي مي بود و هر كس مي توانست در روي رنگهاي نامحدود اضافه شده حركت كند و توپ خواسته اش اين بود كه بزرگ و بزرگتر شود . هرچند اگر سه بعد فضا واقعي بودند در سطح ديگر كره ها بعدهاي ديگري بود . همچنين حجم توپ تمايل داشت افزايش يابد اما متناهي باشد . هچنين شخصي كه لايه هاي رنگ را افزوده ؛ و عاقبت توپ مي خواهد نصف فضايش پر شود .&amp;nbsp;نقاش ها نيز تمايل دارند منطقه اي را جستجو كنند كه كوچك باشد و هرگز كوچك نشود و در اين حالت تقريبا&amp;quot; تمام فضاي توپ به وسيله لايه هاي رنگ اشغال شده است . سپس آنها مي دانند فضاي زندگي شان خميده است نه تخت .&amp;nbsp;اين مثال براي كساني است كه نمي توانند اصل اول هندسه جهاني را استنباط كنند . در عوض هر كس بايد اندازه ي محيطي را كه در آن زندگي مي كند به وسيله آزمايش هاي هندسي در مي يابد .&amp;nbsp;هرچند يك راه براي خميدگي فضا را جرج فردريك ريمان آلماني در سال ١٨۵٤ شرح داد و هندسه را توضيح داد و باقيمانده از قسمتي از رياضيات در ٦٠ سال بود . هندسه او به طور مطلق مي توانست خميدگي فضا را شرح دهد . ولي به نظر مي آمد كه نتواند علت فيزيك فضا را در رابطه با خميدگي آن توضيح دهد كاربرد كار او در سال ١٩١۵ توسط اينشتن مشخص شد زماني كه او تئوري نسبيت عام را مطرح ساخت .&amp;nbsp;نسبيت عام يك انقلاب فكري در فيزيك بود كه راه تفكر در رابطه با جهان را به طور كلي متحول ساخت . اين تئوري فقط در رابطه با خميدگي فضا نيست و خميدگي يا تاب زمان نيز نيز در آن داراي اهميت ويژه اي است ؛ در سال ١٩٠۵ عقيده اينشتين اين بود كه فضا و زمان با هم بسطي دوستانه دارند و مكان رويداد را با چهار عدد مي توان شرح داد .&amp;nbsp;سه عدد وضعيت رويداد را توضيح مي دهد و در مقياس هاي بزرگ مانند طول ها و عرض هاي جغرافيايي كيهاني و فاصله از مركز كهكشان ها كاربرد دارند . چهارمين عدد زمان رويداد است ، بدينگونه مي توانيم فكر كنيم كه فضا و زمان با هم هستند ، همچنين در اين وضعيت چهارمين بعد آفريده مي شود كه آن را فضا &amp;ndash; زمان مي خوانند . هر نقطه در فضا زمان است كه داراي برچسبي شامل چهار عدد مي باشد و اين اعداد وضعيت زمين را در فضا &amp;ndash; زمان مشخص مي كنند . به هم پيوستن فضا و زمان در فضا &amp;ndash; زمان چيزي است كه اگر بتوان يكي از آنها را رها كرد راهي منحصر به فرد است ؛ يعني اگر راهي يكتا وجود داشت تا زمان و موقعيت يك چيز در رويداد مشخص شود . هرچند مقالات قابل توجه اينشتن در ادره ي ثبت اختراعات در سال ١٩٠۵ نشان داد كه فضا &amp;ndash; زمان در يك رويداد رخ مي دهد منوط براينكه حركت جسم چگونه باشد . فضا &amp;ndash; زمان مشترك است و اين دو جزو لايجتزي يكديگرند .&amp;nbsp;بنابراين ما براي سفر در زمان به كشتي فضايي نياز داريم كه با سرعتي فراتر از سرعت نور مسافت ها را پيمايش كند . متأسفانه در همان مقالات اينشتين آمده است كه براي شتاب دادن به كشتي فضايي نياز به نيروي پيشرانه و شتاب دهنده اي داريم كه بزرگ و بزرگتر شود تا شتابي نزديك به سرعت نور بگيرد . در اين زمان به مقدار انرژي زيادي و در واقع به انرژي بي نهايتي نياز داريم تا از زمان گذر كنيم . در سال ١٩٠۵كه مقالات اينشتين منتشر شد به نظر مي آمد كه تئوري سفر در زمان پيش فرضي رد شده باشد . همچنين بيان شده بود سفر به ستاره هاي ديگر و ديگر كهكشان ها در قالب سفرهاي فضايي تجارتي آرام و كسل كننده خواهند بود ؛ در كل در آن مقالات آمده بود كه گذر از سرعت نور ناممكن است و با تجهيزات كنوني براي سفر به نزديكترين ستاره هشت سال و به مركز كهكشان هشتاد هزار سال وقت لازم است . اگر كشتي فضايي بتواند به سرعت نور نزديك شود مردم مي توانند طي سالهاي معدودي به مركز كهكشان ها بروند هرچند كه باز هم بسيار زياد است .&amp;nbsp;در مقالات اينشتين كه در سال ١٩١۵ منتشر شد اين موضوع شرح داده مي شود كه فضا &amp;ndash; زمان به وسيله ماده و انرژي پيچ و تاب داده مي شود و يا مي پيچد. ما واقعا&amp;quot; مي توانيم اين پيچ و تاب را مشاهده كنيم . محصول جرم خورشيد اين است كه نور و امواج راديويي هنگام عبور از كنارش مسيرشان كمي خميده مي شود . علت اين پديدار شدن موقعيت ستاره يا چشمه هاي شبه اختري است كه باعث تغييرمكان كم آن مي شود .&amp;nbsp;زماني كه خورشيد بين زمين و منبع راديويي قرار مي گيرد تغيير مكان بسيار كم است و در حدود يك هزارم درجه است ، در حكم حركت يك اينچ در مسافت يك مايل . با وجود اين اندازه مذكور مي تواند به دقت اندازه گيري شود . اين امر با پيشگويي نسبيت عام تطابق دارد . اين مدركي بر پايه آزمايش است كه فضا &amp;ndash; زمان خميده مي شود .&amp;nbsp;مقدار اين خميدگي در همسايگي ما بسيار كم است . زيرا ميدان گرانشي خورشيد كم دوام است . هرچند براي ما روشن است كه اين رويداد در تمام ميدان هاي گرانشي قوي نيز رخ مي دهد ، براي مثال در بيگ بنگ يا در سياهچاله ها .&amp;nbsp;بنابراين فضا &amp;ndash; زمان به درخواست داستان هاي علمي تخيلي مي تواند به اندازه كافي خميده باشد ؛ البته براي سفرهاي ماوراي فضايي به وسيله كرم چاله يا تونل فضا &amp;ndash; زماني .&amp;nbsp;در اولين نظر همه ي اينها قابل دسترس به نظر مي رسد ، براي مثال در سال ١٩٤٨ كرت گودُل در جستجو راه حل هايي براي معادلات ميداني نسبيت عام بود تا بتواند جهان را به گونه نمايش دهد كه دركل ماده دوار است . درجهان او ممكن بود تا خارج شوي از سفينه فضايي و بازگردي قبل از اينكه عازم شوي .&amp;nbsp;گودُل در انجمن پيشرفته پرينستون بود جايي كه اينشتين آخرين سال هاي عمر خود را در آن سپري كرد . او بيشتر به خاطر اين موضوع معروف است كه كه ثابت كرد هر چيز درست را نمي توان ثابت كرد . حتي در چيز به ظاهر ساده اي مانند حساب . اما آيا واقعا&amp;quot; او چقدر نظر نسبيت عام را در رابطه با سفر به زمان دچار دگرگوني ساخت ؟ چيزي كه اينشتين تمايل نداشت آن را ممكن بداند .&amp;nbsp;حال ما مي دانيم كه راه حل گودُل نتواست جهاني را كه ما در آن زندگي مي كنيم را نمايش دهد . زيرا آن توسعه يافته نبود . ولي مقدار زياد و نسبتا&amp;quot; خوبي را براي كميتي داشت كه ما آن را ثابت كيهاني مي خوانيم و به طور كلي باور دارد كه روبه صفر است . هرچند به ديگر چيزها ظاهر راهي معقول و خوب را براي سفر در زمان پيشنهاد و جستجو مي كرد . مخصوصا&amp;quot; اين موضوع جالب به نظر مي رسد كه جهان داراي ريسمانهاي كيهاني باشد كه سرعت حركتشان به يكديگر بسيار نزديك است . هرچند سرعتشان اندكي از سرعت نور كم تر است . ريسمانهاي كيهاني تئوري قابل توجهي در فيزيك هست كه داستان هاي علمي تخيلي آنها را واقعي نمي دانند تا بتوان آنها را گرفت . چنانكه نامشان اشاره مي كنند كه مانند ريسمان هستند كه طول دارند ولي مقطع عرضي آن ها بسيار كوچك است و اين اجسام بيشتر شبيه نوارهاي اسفنجي هستند . آنها در زير كشش و فشار زيادي هستند . كششي همانند يك صد ميليارد ميليارد ميليارد تن .&amp;nbsp;ريسمانهاي كيهاني ممكن است صداي محض و دوردست داستان هاي علمي تخيلي باشند . اما يك علت علمي خوب براي آن وجود دارد كه مي تواند فرمي از جهان اوليه باشد براي مدتي بعد از بيگ بنگ . چون آنها زير كشش چنين بزرگ قرار دارند ممكن است هركس از آنها انتظار داشته باشد كه سرعت نور را بهبود بخشند جهان گودُل و حركت سريع ريسمانهاي كيهاني هر دو باهم اشتراك دارند . زيرا هردو اقدام به خميده شدن فضا &amp;ndash; زمان مي كنند كه در آنها سفر در گذشته براي همه ي اوقات ممكن است . امكان دارد خداوند خميدگي جهان را آفريده باشد . اما ما دليلي براي تفكر مانند او نداريم . جهان براي مجاز شدن سفر در گذشته بعد از بيگ بنگ تا حدي اقدام به خميده شدن كرد .&amp;nbsp;از زماني كه ما نتوانستيم راه آغاز شده جهان را تغيير دهيم ، سوال اينجا است كه آيا سفر در زمان ممكن است ؟ و متعاقبا&amp;quot; سوال اين است كه آيا مي توانيم فضا &amp;ndash; زماني خميده بسازيم تا هركس بتواند به وسيله آن به گذشته قدم بگذارد ؟ به عقيده من اين يك مبدأ مهم براي پژوهش است . اما هركس براي خم كردن آن دقت ندارد . اگر هركس امتياز كاربردي يك پژوهش را براي سفر در زمان در دست داشته باشد بي شك آن را روانه ميدان خواهد كرد . هر كس كه تكنيك عمل را دارد اين كار رامي كند ، كارهايي مانند حبس زمان و يا خميدگي كه رمزهايي براي سفر در زمان هستند . هرچند اين مطلب تا حدي در رابطه با سفر در زمان است ، ولي بايد نام نهادن قابل احترام علمي را در رابطه با خميدگي فضا &amp;ndash; زمان دريافت كنيم .&amp;nbsp;اگر از نسبيت عام گذر كنيم مي توانيم اجازه سفر در زمان را صادر كنيم ؛ آيا اين اجازه در قالب جهان ما مي گنجد و اگر نمي گنجد چرا نه ؟ اين موضوع دقيقا&amp;quot; وابسته به سفر در زمان است كه از موضعي از جهان به جاي ديگر برويم . هم چنين من گفتم اينشتن اين موضوع را بيان كرد نيروي پرتابه سفينه فضايي براي گذر از سرعت نور بايد بي نهايت باشد . بنابراين تنها راه موجود براي سفر در جهان و يا براي رفتن از يك سوي كهكشان به سوي ديگر آن خميدگي زياد فضا &amp;ndash; زمان است كه يك تونل كوتاه يا كرمچاله را مي آفريند . با اين امكان مي توانستيم از يك سوي كهكشان يه سوي ديگر آن وصل شويم و اين عملي ميان بر است كه برويد و برگرديد ، در صورتي كه در اين شرايط دوستانتان زنده باشند . چنين كرمچاله هايي به سختي به ذهن ما خطور مي كنند ، همچنين هستي و مقدورات آينده .&amp;nbsp;اگر شما مي توانستيد از يك سوي كهكشان به سوي ديگر آن سفر كنيد در يك يا دوهفته بازگشت شما مقدور بود تا اينكه به زمان قبل از عازم شدنتان برسيد . شما حتي مي توانستيد در سفر برگشت خود در زمان به وسيله يك كرمچاله اداره كنيد اگر پايان آن دو حركتي نسبي نسيت به يكديگر بود .&amp;nbsp;اگر چه براي آفريده شدن كرمچاله به ماده اي كه فضا &amp;ndash; زمان در راه مقابل خميده مي كند نياز است مانند سطح يك زين و اين همان راه درست براي خميدگي فضا &amp;ndash; زمان و مجاز كردن سفر در زمان است . اگر جهان آغازي نمي داشت اين خميدگي تصويب سفر در زمان بود و براي ساختن راههاي مورد نياز به ماده با جرم منفي و چگالي انرژي منفي نياز است .&amp;nbsp;قوانين فيزيك كلاسيك مي خواهند تا توانايي جهان در خميده شدن ممنوع شود براي سفر زمان مجاز نشود . هر چند قوانين فيزيك كلاسيك قوانين فيزيك كوانتومي را بر هم مي زنند . در حالي كه صرفنظر از نسبيت عام اين تئوري يعني كوانتوم تصوير جديدي از جهان را ايجاد كرده است . اين تئوري را مي توان آرام بخش دانست و اضافه برداشت را از روي يك يا دو محاسبه را مجاز مي كند . در صورتي كه لبه ها موافقت كنند . در ديگر الفاظ تئوري كوانتوم در بعضي جاها منفي بودن چگالي انرژي را مجاز مي كند مشروط براينكه در ديگر جاها مثبت باشد . علت اينكه تئوري كوانتوم اجازه مي دهد چگالي انرژي منفي باشد وجود اصل عدم قطعيت است . اين سخنان كميت مسلم هست . و گفته هايش در قالب اين مثال مي گنجد ؛ ما نمي توانيم مقدار سرعت و و موقعيت يك ذره را با هم به طور خوب مشخص كنيم ، معمولا موقعيت آن تعيين مي شود زيرا نسبت به سرعت آن از خطاي كمتري برخوردار است و بالعكس . همچنين اصل عدم قطعيت در ميدان هايي مانند ميدان هاي الكترومغناطيسي و ميدان هاي گرانشي به كاربسته مي شود و دركل براين موضوع دلالت مي كند كه ميدان ها به طور دقيق نمي توانند صفر باشند ، حتي در وقتي كه ما فكر مي كنيم فضا خالي است . به اين دليل نمي تواند صفر باشد كه اگر به اين گونه باشد مقدار هر دو كميت يعني مقدار سرعت و مقعيت آن به خوبي مشخص مي شد و اين با اصل عدم قطعيت مغايرت دارد و تخلفي در آن است . در عوض ميدان بايستي مقدار حداقل و محققي از تغييرات را داشته باشد كه اشخاص مي توانند آن را تفسير كنند و ما آن را نوسانات خلاء مي خوانيم .&amp;nbsp;يك جفت ذره و ضد ذره ناگهان پديدار مي شوند و مجزا از هم به حركت مي پردازند و با هم بازمي گردند و يكديگر را نابود مي كنند . اين جفت مذكور يعني ذره و ضد ذره حقيقي اند . زيرا اندازه آنها را مستقيما&amp;quot; با آشكارساز نمي توان مشاهده كرد . هرچند اثر غيرمستقيم آنها قابل رؤيت است . يك راه براي اين كار عملي است كه آن را اثر كسمير مي خوانند . هر كس با دو تكه فلز نظير هم مي تواند اين كار را بكند ، اين دو ورقه ي فلز بايد در فاصله نزديك و مجزايي از هم باشند ؛ اين ورق ها براي ذرات و ضد ذرات عملي همانند آينه دارند . اين وسيله كه ناحيه اي ازبين دو صفحه است مانند يك ذره شبيه به آلت پيپ است و فقط امواج نوري كه فركانس آنها تشديد شده را مي پذيرد . همچنين نتيجه اين است كه مقدار كمي نوسان خلاء وجود دارد و ذرات حقيقي در نوسانات خلاء و يا بيرون آن مي تواند هر طول موجي داشته باشد . كاهش تعداد ذرات بين صفحات دستگاه كه ضربه اي وارد نكرده اند فشار را كاهش داده ، در صورتي كه فشار زيادي به صفحات اعمال نشده است . بدين سال نيروي نحيفي بين دو صفحه وجود دارد ، اين نيرو با آزمايش اندازه گيري شده است . بنابراين واقعا&amp;quot; ذرات حقيقي وجود دارند و محصول و مفهومي واقعي هستند . چون كه ذرات حقيقي و يا نوسانات خلاء كه بين دو صفحه است داراي مقدار كمي چگالي انرژي هستند نسبت به داخل منطقه بيروني . اما چگالي انرژي فضاي خارجي دور از صفخات است و بايد صفر باشد و يا به صورت ديگر فضا تمايل دارد خميده باشد تا اينكه تقريبا&amp;quot; مسطح باشد . بنابراين چگالي انرژي بين دو صفحه بايد منفي باشد .&amp;nbsp;و اصل اينكه فضا زمان خميده مي شود .و اين تأييدي بر اثر كسمير است كه مي توان آن را در جهت منفي خميده كرد و اين پيشرفتي در علم تكنولوژي است و نيرو مذكور مي تواند كرمچاله و يا خميدگي فضا &amp;ndash; زمان را شكل دهد تا سفر در گذشته ممكن شود اگر در زماني در آينده سفر در زمان را آموختيم در صورتي كه اين سفر بازگشتي ندارد در آن زمان به بحث در رابطه با آن مي پردازيم .&amp;nbsp;بعضي از مردم ادعا دارن د كه ما با آينده ملاقات داريم آنها مي گويند يوفوها ( بشقاب پرنده ها ) از آينده مي آيند . و كار آنها صلاحديد دولت هاي خيانتكار كهكشاني براي پوشاندن خود است .&amp;nbsp;تا از خودشان محافظت كنند و اين امر تا حدي ناممكن و ضعيف به نظر مي رسد تا اينكه بتوانيم از بيگانه ها اطلاعات كسب كنيم . من به اين طوري تا حدي شكاك هستن . گزارش مشاهده بشقاب پرنده ها نمي تواند علتي بر وجود فرازميني ها باشد ، زيرا آنها متقابلا&amp;quot; متغاير هستند . اگر شما يك بار پذيرفتيد كه اين ها اشتباهند و يا خيال بوده اند ، اين موضوع تماما&amp;quot; احتمالي نيست كه آنها وجود دارند تا بيايند ودرآينده با مرم ما ملاقات كنند .&amp;nbsp;و يا اينكه اگر آنها واقعي هستند تمايل دارند از سمت ديگر كهكشان ها بيايند و در زمين ساكن شوند و آن را به تسخير خود در بياورند و يا اينكه در رابطه اي به ما اخطار دهند ، آنها موجوداتي بيهوده اند . يك راه ممكن براي اينكه با سفر در زمان تطبيق كند امري است كه بايد در آينده نظاره گر آن باشيم و خواستار آن است كه در موردش به بحث پرداخته شود .&amp;nbsp;اين ديدگاه تميل دارد آينده ما را ثابت جلوه دهد و اينگونه سخن مي گويد كه طبق مشاهدات فضا به اندزه كافي براي سفر در زمان خميده نيست ، از سوي ديگر راههاي آينده باز است و ممكن است كه ما بتوانيم فضا را به اندازه كافي خميده كنيم تا بتوانيم در زمان سفر كنيم . همچنين ما نيز تمايل داريم كه در زمان سفر كنيم و بازگرديم .&amp;nbsp;چه كسي تمايل دارد فضاپيما را در پايگاه پرتاب منجر كند و يا اينكه از عازم شدنش در اولين محل جلوگيري كني شرح ويژه ديگري براي اين پارادوكس وجود دارد . چه فرزندي مي خواهد خانواده اش را به قتل برساند در صورتي كه هنوز زاده نشده است . اين دو ذاتا&amp;quot; هم ارز هستند .&amp;nbsp;هركس بايد راه حلي پايدار را براي معادلات فيزيك جستجو كند حتي اگر فضا به حدي خميده شود كه سفر در زمان ممكن شود . در اين ديدگاه شما نمي توانيد با موشك شروع به كارشوي و به گذشته سفر كني مگر اينكه شما از قبل بازگشتي داشته ايد ؛ افرادي كه اين ديدگاه را مطرح كرده اند خواسته اند كه ما كاملا&amp;quot; مصمم باشيم . در اين صورت ما نمي توانيم افكاري را متحول سازيم كه به قدري اختياري هستند كه در ديگر مكان ها آن را نزديك شدن به تاريخ متناوب مي خوانند . اين نظريه توسط فيزيكداني به نام ديويد دويش حمايت شده است و توسط فيلم سازي به نام استيون اسپيلبرگ به تصوير كشيده است . &amp;laquo; بازگشت به جهان آينده &amp;raquo;&amp;nbsp;اين تاريخ متناوب تمايل ندارد تا هر بازگشتي از آينده را در خود داشته باشد قبل از اينكه سفينه فضايي عازم شود و وارد يك تاريخ متناوب ديگر شود .&amp;nbsp;فيزيكداني به نام ريچارد فيمان عقيده داشت كه بر طبق نظريه كوانتوم جهان فقط داراي يك تارخ نيست و در عوض در جهان ممكن است تاريخ هاي يكتاي زيادي وجود داشته باشد كه هر يك داراي احتمالاتي هستند . تاريخ هاي آرامي كه در شرق ميانه وجود دارند بادوام هستند .&amp;nbsp;در بعضي از تاريخ ها فضا &amp;ndash; زمان خميده بوده است كه بعضي از اجسام مانند راكت ها مي توانسته اند در ميانشان سفر كنند . در هر حال هر تاريخ تودار ، كامل و جامع است و بعضي از آنها فضا را خميده شرح نمي دهد بنابراين يك موشك نمي تواند به تاريخ ديگري انتقال يابد و دوبار به حالت نخست بازگردد . اين ها در تاريخ هاي يكسان و آرام است و فرضيه ي تاريخ ها هم چنان به قوت خود باقي است كه در جاي تاريخ هاي متناوب قرار مي گيرد . بدينگونه است كه ما در تاريخ پايدار و يا نا متناقض گير كرده و ترديد كرده ايم . هرچند در اين زمان نيازي به درگيري با مسائل جبري يا اختياري نمي باشد . اگر احتمالات براي تاريخ فضا &amp;ndash; زمان و خميدگي آن بسيار كم باشد ، احتمال سفر در زمان بسيار درشت اندامي مي كند و من آن را ترتيب زماني حفظ گمان ها نامگذاري مي كنم . در كل قانون هاي فيزيك با يكديگر متحد شده اند و درشت اندامي مي كنند تا جلوي سفر در زمان گرفته شود .&amp;nbsp;پايان اين مقاله چنين است كه فضا &amp;ndash; زمان سريع و يا سفر به زمان گذشته نمي تواند از ارائه ادراك و فهم جلوگيري كند و آن را غير محتمل جلوه دهد&amp;nbsp;به نقل از : http://ipho.blogfa.comبه نقل از:هوپا </description>
<link>http://mobarezan.pib.ir/126820/</link>
<guid>http://mobarezan.pib.ir/126820/</guid>
</item>

</channel>
</rss>